خداوند قوّى كه راست شد .
و او به كنارهء آسمان بالاتر .
پس نزديك شد خويشتن فرو گزاشت ( 1 ) . [ 64 - پ ]
بود مقدار دو كمان يا نزديكتر .
وحى كرد به بندهء خود آنچه وحى كرد .
دروغ نگفت دل آنچه ديد .
جدل مىكنى ( 2 ) بر آنچه ديد ؟
و ديد او را يك بار ديگر .
به نزديك سدرة المنتهى .
نزديك آنست بهشت مأوى .
چو بپوشيد آن درخت آنچه بپوشيد .
ميل نكرد چشم و طغيان نكرد .
بديد از آيات خداى مهتر .
ديدى آن دو بت را ؟
و بت سيّم ديگر را ؟
شما را باشد نرينه و او را مادينه ؟
آن ( 3 ) قسمتى باشد نه بعدل .
[ 65 - ر ]
نيستند آن ( 4 ) الَّا نامهايى كه بر نهادى ( 5 ) شما و پدران شما كه نفرستاد خداى به آن حجّتى
هامش
( 1 ) . آج : فرو گذاشت .
( 2 ) . آج : مىكنيد .
( 3 ) . آج پس .
( 4 ) . آج : نه آن .
( 5 ) . آج : كه نهاديد شما .