گويند پوستهاى خود ( 1 ) را چرا گوايى دادى بر ما ؟
گويند : به آواز ( 2 ) آورد ما را آن خداى كه به آواز آورد همه چيز را و آفريد شما را نخست بار ، و با او برند شما را .
و شما خود را پوشيده نداشتى از آن كه گواهى دهند بر شما گوشتان و نه چشمتان و نه پوستهاتان و لكن گمان بردى كه خداى نداند بسيارى از آنچه شما مىكنى .
و آن گمان شماست آن كه بردى گمان ( 3 ) به خدايتان كه به هلاك كرد شما را ، در روز آمدى ( 4 ) از زيانكاران .
[ 151 - ر ] اگر صبر كنند ، دوزخ مأواى ايشان است ، و اگر عذر خواهند ، نيستند ايشان از خشنود كردگان ( 5 )
بجهانيديم براى ايشان همسرانى ، بياراستند براى ايشان آنچه پيش ايشان است و آنچه پس ايشان است . و واجب شد بر ايشان گفتار در امتانى كه گذشت ( 6 ) از پيش ايشان از جن و انس ( 7 ) ، كه ايشان بودند زيانكاران .
قوله تعالى : بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ .
بعضى كوفيان گفتند : « حم » ، در محل رفع است به ابتدا ، و « تنزيل » ، خبر اوست ، يعنى هذه السورة * ( تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . ) * و بعضى ديگر گفتند : محلى نيست « حم » را از اعراب ، و « تنزيل » مرفوع است به خبر مبتداى محذوف ، اى ، هذا القرآن * ( تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، ) * اين قرآن تنزيل است ، يعنى منزل است - چنان
هامش
( 1 ) . اساس : خويش ، به قياس نسخهء لا ، تصحيح شد .
( 2 ) . ما ، لا : سخن .
( 3 ) . بردى گمان / برديد گمان .
( 4 ) . آمدى / آمديد .
( 5 ) . ما ، لا : معذوران .
( 6 ) . ما ، لا : گذشتند .
( 7 ) . ما : پرى و آدمى .