است ، بكن كه ما نيز خواهيم كردن .
بگوى كه من آدمى ام چون شما ، وحى كنند به من كه خداى شما يك خداى است ، راست باشى با او و آمرزش خواهى از او . و واى بر مشركان !
آنان كه ندهند زكات و ايشان به آخرت كافر باشند .
آنان كه بگرويدند و كردند كارهاى نيك ، ايشان را ( 1 ) مزدى ناكاسته .
بگو شما كافر مىشوى به آن كه آفريد زمين در دو روز ، و مىكنى او را همتايان ، او خداى جهانيان است .
و كرد در زمين كوهها بر جاى از بالاى آن و بركت كرد در او . و بينداخت ( 2 ) در او قوتهاى آن در چها روز راست پرسندگان را .
پس قصد كرد به آسمان و آن دودى بود ، گفت آن را و زمين را كه :
بيايى بطاعت يا بكراهت . گفتند : آمديم طاعت دار .
[ 150 - ر ] تمام كرد آن را هفت آسمان در دو روز وحى كرد در هر آسمانى فرمان او ( 3 ) . بياراستيم آسمان نزديكتر به چراغها و نگاه داشتن ، آن انداخت خداى غالب داناست .
اگر برگرداند ، بگوى بترسانيدم شما را از صاعقهاى چون صاعقهء عاد و ثمود .
هامش
( 1 ) . ما ، افزوده : باشد ، لا : راست .
( 2 ) . ما : به اندازه كرد .
( 3 ) . ما : كار آن .