بود في قوله : * ( لِلْمُشْرِكِينَ ، ) * كه آن كه مشركان باشد ( 1 ) به وجوب زكات و هيچ عبادت ايمان ندارد . و نيز ذكر ( 2 ) آن كه بزرگان ايشان را انفتى بود از اين ، و اگرچه در ايشان سخايى ( 3 ) بود ، براى آن كه اين چون جزيتى مىشناختند از اين استنكاف كردند كه عاملى و مستخرجى ببايد ( 4 ) و موكل باشد و مالى معين هر سال از ايشان بقهر و رغم بستاند و بخواهد از ايشان . و از اين جا گفت رسول - عليه السلام - :
الزكوة قنطرة الاسلام ، من عبرها نجا
، گفت : زكات پل مسلمانى است ، هر كه بر او بگذرد نجات يابد . و از اين جاست كه اهل رده گفتند در عهد أبو بكر از پس مرگ رسول - عليه السلام - :
اما الصلاة ، فنصلى و اما الزكوة فلا تغصب ( 5 ) اموالنا
، گفتند : نماز كنيم و لكن رها نكنيم تا مال ما به غصب بردارند [ بعضى صحابه گفتند : بساز با ايشان تا به يك بار مرتد نشوند ، رها كن تا نماز مىكنند و زكات ندهند . ] ( 6 ) أبو بكر گفت : و اللَّه لا افرق بين شيئين ( 7 ) جمع اللَّه بينهما و اللَّه لو منعونى عقالا مما فرض اللَّه و رسوله لقاتلتهم عليه ، [ 152 - پ ] گفت : به خداى كه جدا ( 8 ) نكنم ميان چيزى ( 9 ) كه خداى جمع كرد ميان آن ، يعنى نماز و زكات . و به خداى كه اگر پاى بند اشترى از شترى باز گيرند از آنچه خداى فرموده است ، با ايشان قتال كنم بر آن .
و آنچه گفتند ، از آنچه ( 10 ) زكات نفس خواست و هى كلمة الاخلاص ، گفتن : لا إله الا اللَّه ، و آنچه گفتند : نفقت و صدقت است و مانند اين اقوال ، همه عدول است از ظاهر ، و بىضرورتى عدول كردن از ظاهر روا نباشد . پس بر اين جمله تقدير ( 11 ) كرديم ، آيت دليل است بر آن كه كفار متعبدند به زكات دادن - و اللَّه ولى التوفيق .
* ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ، ) * گفت : آنان كه ايمان آرند و عمل صالح كنند ، ايشان را مزدى بود بىنقصان . و « المن » ، النقص و منه المنون للموت ، لانه ينقص الناس و الحيوان . عبد اللَّه عباس گفت : غير مقطوع .
هامش
( 1 ) . آج : مشرك باشند ، ما ، گا ، لا ، آد : مشرك باشد .
( 2 ) . آج ، گا ، آد : ديگر ، ما : اگر .
( 3 ) . گا ، آد : سخاوتى .
( 4 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : بيايد .
( 5 ) . ما ، گا ، لا : يغصب .
( 6 ) . اساس ، آب ، لا : ندارد ، از ما ، افزوده شد .
( 7 ) . آج ، ما ، گا : شيئين ، در اساس نيز با قلمى متفاوت از متن به « شيئين » تصحيح شده است
( 8 ) . لا : من جدائى .
( 9 ) . آج ، ما ، گا ، آد : دو چيز ، در اساس نيز با قلمى متفاوت .
از متن به « دو چيز » تصحيح شده است .
( 10 ) . گا : كه زكات ، آد : ندارد .
( 11 ) . آج ، ما ، گا ، لا : تقرير ، آد : از اين جمله كه تقرير .