و صحابه براى آن چنين ساخت تا كافران را به ايشان بخشم آرد . و عجب از گروهى [ 309 - پ ] كه بىتأمل گفتند ( 1 ) : * ( وَالَّذِينَ مَعَه ) * ، أبو بكر ( 2 ) است ، و * ( أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ ) * ، عمر ( 3 ) ، * ( رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ) * ، عثمان ( 4 ) ، * ( تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً ) * ، على ( 5 ) ، و انديشه نكردند كه سخن نا انداخته نبايد گفتن .
و آن ، آن است كه ( 6 ) : * ( وَالَّذِينَ مَعَه ) * ( 7 ) ، باتفاق در محل رفع است به ابتدا ، و مبتدا ( 8 ) را خبر بايد ( 9 ) و خبر بايد تا هم ( 10 ) مبتدا باشد . چنان كه زيد قائم او قاعد . بهر حال زيد قائم است و قائم زيد . پس چگونه شايد تا أبو بكر مبتدا باشد و عمرو عثمان و على خبر باشند از او ؟ و خبر مىبايد تا عين مبتدا باشد . ديگر آن كه مبتدا شخص با [ شد ] ( 11 ) و خبر حدث باشد ، چگونه شايد تا شخصى مخبر عنه باشد و اشخاص خبر باشند از او ؟ و اين در غايت استحالت است .
ديگر آن كه : اين صفات به اهل البيت لا يقتر است از آن كه به صحابه . * ( وَالَّذِينَ مَعَه ) * اشخاص مختلفاند . « واو » عطف بايد تا فرق باشد ميان عطف و معطوف عليه ( 12 ) .
پس به اين جمله آنچه ايشان گفتند ، درست نيست - و الله ولى التوفيق .
و آنگه گفت : * ( وَعَدَ اللَّه الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً ) * ، گفت : وعده داد خداى مؤمنان را كه عمل صالح كرده باشند از ايشان ، يعنى از آنان كه ذكر ايشان برفت آمرزش و ثواب بزرگوار . و * ( مِنْهُمْ ) * ، راجع است الى قوله : * ( وَالَّذِينَ مَعَه ) * . و اگر اعراب اين آيت بدين وجه گويند كه محمد مبتداست ، رسول الله صفت اوست ، نه خبر . * ( وَالَّذِينَ ) * ، معطوف است على محمد . آنگه آنچه از پس اوست
هامش
( 1 ) . ما ، گا ، لا ، آد : اما گروهى كه گفتند .
( 2 ) . ما ، گا ، لا ، آد : أبو بكر صديق .
( 3 ) . ما ، گا ، لا ، آد : عمر خطاب است .
( 4 ) . گا ، لا ، آد : عثمان عفان ، ما : عثمان است - رضى الله عنهم .
( 5 ) . گا ، لا ، آد : مراد على بن أبي طالب است - عليه السلام - ، اين قولى بغايت ضعيف و خارج از لغت عرب و نظم كلام ايشان .
( 6 ) . ما ، گا ، لا ، آد : براى آن كه .
( 7 ) . اساس : و الذين آمنوا ، كه با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 8 ) . لا : ابتدا .
( 9 ) . ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : لا محاله .
( 10 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : نفس .
( 11 ) . در اساس ، بريده شده است ، اختلاف نسخههاى : ما ، گا ، لا ، آد از اين پس تا آخر جلد هفدهم فاحش بود و ضبط تمامى آنها غير لازم تشخيص داده شد .
( 12 ) . آج ، افزوده : و مبتدا و خبر يا صفت و موصوف و اين صفت و موصوف است ، نه معطوف و معطوف عليه .