انبت حوله فروعا و سنابل اخر . [ 309 - ر ] قال الشاعر :
اخرج الشطأ على وجه الثرى
و من الأشجار افنان الثمر
* ( فَآزَرَه ) * ، ( 1 ) قواه و يكون ازراله ، يار او شود و او را قوى دارد ، * ( فَاسْتَغْلَظَ ) * ، سطبر ( 2 ) شود . * ( فَاسْتَوى عَلى سُوقِه ) * ، بر ساقهاى خود راست بايستد . * ( يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ ) * ، به جايى رسد به حسن و نضارت كه برزگران را به عجب آرد . و اين مثلى است كه خداى تعالى بزد رسول را و اصحاب او را به زرعى كه اول تژه بزند ( 3 ) يك شاخ باشد و آن اصل او بود كه از ميان دانه بيرون آيد . آنگه پيرامن او شاخهها و برگها برآيد ، آنگه آن نيز خوشهها برآرد پيرامن آن اصل در آيند او را قوى دارند و راست دارند . هم چونين ( 4 ) اصحاب ( 5 ) محمد - صلى الله عليه و آله - ( 6 ) پيرامن او جان و مال به فداى او كرده با آن شاخهها و برگها مانند كه زرع را قوى دارند ( 7 ) ، در پيش او جهاد مىكنند و از او ذب نمىكنند ( 8 ) تا قوى شود و راست گردد چنان كه هر كه بنگرد به عجب ( 9 ) آيد كه كودكى باز ماند بىمادر و بىپدر يتيم ، ابو طالب او را در حجر ( 10 ) خود گيرند ( 11 ) خداى تعالى كار به اين جا رساند به تربيت ( 12 ) كه همه عالم از او عاجز آيند و در او بشگفت فرو مانند و كافران بخشم آيند .
و در كفار دو قول است : يكى آن كه زراعاند ( 13 ) . و عرب برزگر ( 14 ) را كافر خواند ( 15 ) ، براى آن كه دانه در زمين بپوشاند . و الكفر ، الستر ، قال :
في ليلة كفر النجوم غمامها
( 16 ) و قول ديگر آن كه : مراد كافراناند ، يعنى ، خداى تعالى كار رسول - عليه السلام -
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : اى .
( 2 ) . ما ، لا ، آد : ستبر .
( 3 ) . گا ، آد : تژكه بزند .
( 4 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : همچنين .
( 5 ) . ما ، لا : صحابه .
( 6 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : و اهل بيت .
( 7 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : دارد .
( 8 ) . آج ، ما ، لا ، آد : مىكنند .
( 9 ) . آج : تعجب آرد ، ما : تعجب آيد .
( 10 ) . آج : حجره ، گا ، آد : كنار .
( 11 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : گيرد .
( 12 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : و تقويت .
( 13 ) . ما ، گا ، لا ، آد : كافراناند و اين قول بهتر است ، دوم آن كه ، زراعاند .
( 14 ) . گا ، آد : برزيگر .
( 15 ) . ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : و اين قول ضعيف است ، براى تكرار ، دگر آن كه اعجاب زراع را مرجع با زرع است و غيظ كفار را مرجع با كار رسول است ، چه زراع را با كار رسول نسبتى نيست ، تا از او بخشم آيند ، پس بر ظاهر حمل كردن اولىتر بود .
( 16 ) . آج : غمامه .