چون حجت مىانگيزند در دوزخ ، مىگويند ضعيفان آنان را كه بزرگوار بودند : ما بوديم شما را پسرو ( 1 ) هستى ( 2 ) شما بگريزانيده ( 3 ) از ما بهرى از دوزخ .
گفتند آنان كه بزرگوار بودند : ما همه در اين جاايم كه خداى حكم كرد ميان بندگان .
و گفتند آنان كه در دوزخ بودند ، خازنان دوزخ را : بخوانى خدايتان را تا سبك كند از ما روزى از عذاب .
گويند : نيامدند به شما پيغامبرانتان با حجتها ؟ گفتند :
آرى . دعا كنى ، و نباشد دعاى كافران الا در گمراهى .
قوله : * ( أَ وَلَمْ يَسِيرُوا فِي الأَرْضِ ، ) * آنگه حق تعالى به صورت استفهام ، بر سبيل تنبيه و تقريع گفت : اينان در زمين نمىروند ، يعنى ، اين كافران ؟ * ( فَيَنْظُرُوا ، ) * و نون از « ينظروا » ( 4 ) ، به نصب بيفتاد براى آن كه جواب استفهام است [ 134 - ر ] به فا . و اگر به جاى فا ، واو بودى ، روا بودى كه محل او جزم بودى ، عطفا على قوله : * ( أَ وَلَمْ يَسِيرُوا . ) * آنگه معنى چنين بودى كه : نمىروند و نمىنگرند . اكنون معنى آن است كه ( 5 ) تا بنگرند كه چون آمد عاقبت آنان كه پيش ايشان بودند از كافران . * ( كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً ، ) * كه ايشان از اينان به قوت سختر بودند . عامهء قراء ، « منهم » خواندند ، يعنى « من الكافرين » ، خبرا عن الغايب به « ها » ، مگر ابن عامر كه او « منكم » خواند به « كاف » ، خطابا للكافرين على تقدير : قل لهم . * ( وَآثاراً فِي الأَرْضِ ، ) * و اثر و بازماندگى ( 6 ) و نشان در زمين . و نصب هر دو بر تمييز است بعد تمام الكلام .
هامش
( 1 ) . لا : پيرو .
( 2 ) . لا : هيچ هستى .
( 3 ) . ما : بگردانيده ، لا : بىنياز كنندگان .
( 4 ) . ما : ينظرون ، آد : فينظروا .
( 5 ) . آج ، ما ، گا ، آد ، افزوده : نمىروند .
( 6 ) . ما : بازمندگى .