به فرعون و هامان و قارون ، گفتند : اين جادوى است دروغزن .
[ 132 - ر ] چون آمد به ايشان حق از نزديك ما ، گفتند : بكشى پسران آنان كه ايمان آوردند به او ( 1 ) و زنده رها كنى زنان ايشان را ، و نيست كيد كافران الا در گمراهى .
گفت فرعون : رها كنى ( 2 ) تا بكشم موسى را ، و او بخواند خدايش را ، من مىترسم كه او بدل كند دين شما با پديد آرد در زمين تباهى .
گفت موسى : من پناه باز دادم به خداى خود و خداى شما ازهر بزرگوارى كه نگرود به روز شمار .
گفت مردى مؤمن از آل فرعون كه پنهان داشتى ايمانش : مىكشى مردى را كه مىگويد خداى من اللَّه است و آورد به شما حجتها از خداى شما ، و اگر باشد دروغزن ، بر اوست دروغش . و اگر باشد راستگو ، برسد به شما بهرى آنچه ( 3 ) وعده مىدهد شما را . خداى راه ننمايد آن را كه او اسراف كننده و دروغزن است .
اى قوم ! شما راست ملك امروز ظفر يافته در زمين ، كيست كه ( 4 ) يارى كند ما را از عذاب خداى اگر آيد به ما ؟ گفت فرعون : من نمىيابم ( 5 ) شما را مگر آن كه ( 6 ) مىبينم و نمىنمايم شما را الا راه راست .
هامش
( 1 ) . به او / با او .
( 2 ) . ما ، لا ، افزوده : مرا .
( 3 ) . ما : از آن كه .
( 4 ) . ما : هر كه .
( 5 ) . ما ، لا : نمىنمايم .
( 6 ) . ما : به آنچه .