و گفت آن كه بگرويد : اى قوم ! من مىترسم بر شما مانند روز احزاب .
[ 132 - پ ] مانند عادت قوم نوح و عاد و ثمود و آنان كه از پس ايشان بودند ، و نخواهد خداى بيداد بندگان ( 1 ) .
اى قوم ! من مىترسم بر شما روز ندا - كردن .
آن روز كه برگردى پشت بر كرده ، نباشد شما را از خداى هيچ نگاه دارندهاى و هر كه را گمراه كند خداى ، نباشد او را رهنمايى .
آمد به شما يوسف از پيش يوسف از پيش اين به حجتها ، زايل نشدى در شك از آنچه آورد به شما ، تا چون هلاك شد ، گفتى نفرستد خداى از پس او پيغامبرى .
چنين گمراه كند خداى آن را كه بيرون آينده باشد به شك افتاده .
آنان كه خصومت كنند در آيتهاى خداى بي حجتى كه آمد به ايشان ، بزرگ دشمنى است بنزديك خداى و بنزديك آنان كه ايمان آوردند ، همچنين مهر نهد خداى بر هر دلى بزرگوار قهر كننده .
و گفت فرعون : اى هامان ! بنا كن مرا كوشكى تا همانا من برسم به درها .
[ 133 - ر ] درهاى آسمان ، در نگرم به خداى موسى و من مىپندارم او را دروغزن . همچنين بياراستند براى فرعون بدى كارش ، باز داشتند از راه ، و نيست كيد فرعون الا در هلاك .
و گفت آن كه
هامش
( 1 ) . لا : بر بندگان .