مردم در اين ده ( 1 ) سال آمن ( 2 ) باشند و هر كه به مكه آيد از اصحاب محمد ( 3 ) به حج يا به عمره يا به بازارگانى ، ايمن باشد ( 4 ) بر خود و بر مال ( 5 ) ، و هر كه به مدينه آيد از قريش كه از آن جا به مصر شود يا به شام ، ايمن باشد بر جان و مال ، و هر كه از قريش بنزديك محمد آيد بىدستورى ولىاش ( 6 ) او را با جاى فرستد ( 7 ) و هر كه از قوم محمد بنزديك قريش آيد ، او را باز ندهند . اين سخت آمد بر مسلمانان ( 8 ) . رسول - عليه السلام - [ 304 - پ ] گفت : رها كنى هر كه از ما با ايشان ( 9 ) رود گو برو ، الى لعنة اللَّه . و هر كه خواهد كه در عهد محمد رود ، برود . و هر كه خواهد كه در عهد قريش رود ، مخير است .
در حال بنو خزاعه گفتند : ما در عهد محمد رفتيم و بنو بكر گفتند : ما در عهد قريش رفتيم . رسول گفت : پس ما طواف خانه نكنيم ( 10 ) . سهيل بن عمرو گفت :
امسال نكنى دگر سال بياييد ( 11 ) ، و چون آيى با سلاح نيايى مگر تيغها در نيام كرده . و ( 12 ) هدى برانى ( 13 ) آن جا كه ما باز داريم بكشى . رسول گفت : هدى برانى ، ايشان مىراندند و ايشان رويش باز پس مىزدند ( 14 ) . رسول - عليه السلام - گفت : هم اين جا بكشى ، هم آن جا بكشتند . ايشان در اين ( 15 ) بودند . ابو جندل بن سهيل بن عمر [ و ] ( 16 ) مىآمد با بندى گران و فرياد خواست ( 17 ) و مسلمان بود و در دست ايشان چون اسيرى بود ( 18 ) .
پدرش برخاست . و تپنچهاى ( 19 ) بر روى او زد و گفت : يا محمد ! اين عهد ميان ما تمام شده است و شرط آن كه هر كه از ما به تو آيد باز ما دهى ( 20 ) او را ، رسول گفت :
تو دانى ، و ابو جندل فرياد مىخواست ( 21 ) . رسول گفت : برو و صبر كن تا خداى
هامش
( 1 ) . ما . لا : دو .
( 2 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : ايمن .
( 3 ) . گا ، آد : از مردم .
( 4 ) . آج : باشند .
( 5 ) . آج : بر خود و بر مال خود ، ما ، گا ، لا ، آد : بر جان و مال .
( 6 ) . آج ، ما : واليش ، لا : قريش .
( 7 ) . آج ، لا ، آد : فرستند .
( 8 ) . گا ، آد : اين حال بر مسلمانان سخت آمد .
( 9 ) . اساس : بايشان / با ايشان .
( 10 ) . ما ، بكنيم ، گا : كنيم .
( 11 ) . ما : بيايى .
( 12 ) . گا ، آد : اكنون .
( 13 ) . آج : و هدا بريد .
( 14 ) . ما ، گا ، لا ، آد : باز مىزدند .
( 15 ) . آج : در اين حال .
( 16 ) . اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد .
( 17 ) . گا ، آد : مىخواست .
( 18 ) . گا ، آد : قريش اسير و گرفتار بود .
( 19 ) . آج ، گا : طپانچهء .
( 20 ) . آج : باز به ما دهى ، ما : با ما دهى ، گا ، لا ، آد : بازدهى .
( 21 ) . گا ، آد : مىكرد .