آنچه در او نعمتى است آشكارا .
اينان مىگويند :
نيست الا مرگ ما نخستين ( 1 ) و ما را زنده نخواهند كردن ( 2 ) .
به يارى پدران ما را اگر شما راستيگرى ( 3 ) .
ايشان ( 4 ) بهتراند يا قوم تبع و آنان كه از پيش ايشان بودند به هلاك ( 5 ) كرديم ايشان را ، ايشان بودند گروهى گناهكاران .
نيافريديم آسمانها را و زمين را و آنچه در ميان آن است بازى كنان ( 6 ) .
نيافريديم اين هر دو الا به درستى و لكن بيشترينهء ايشان ندانند .
روز قيامت وقت ايشان است جمله .
آن روز كه غنا ( 7 ) نكند هيچ مولا از مولايش چيزى و نه ايشان را يارى كنند .
الا آن را كه رحمت كند خداى كه ( 8 ) او قوى و بخشاينده است .
[ 225 - پ ] ، درخت زقوم .
طعام مرد بزهكار ( 9 ) باشد .
چون دردى زيت مىجوشد در شكمها ( 10 ) .
چون جوشيدن آب تافته ( 11 ) .
بگيرى او را و بكشى تا به ميان دوزخ .
هامش
( 1 ) . لا : مگر مرگ اول .
( 2 ) . لا : و نيستيم ما زند كردگان بعد از مرگ .
( 3 ) . آب : راستگرى ، ما : راستگويى ، لا : راست گويانيد .
( 4 ) . لا : آيا ايشان .
( 5 ) . لا : كه هلاك ، ما : هلاك .
( 6 ) . لا : در آن هر دو است به بازى .
( 7 ) . ما : غنى .
( 8 ) . ما ، لا : بر .
( 9 ) . ما : طعام بزهكاران .
( 10 ) . ما ، لا : شكمها .
( 11 ) . ما ، لا : گرم .