تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
آنگه گفت : * ( وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ ) * ، حق تعالى گفت : * ( وَما أَرْسَلْناكَ ) * ، و ما نفرستاديم تو را اى محمّد ، * ( إِلَّا كَافَّةً ) * ، الَّا منع كننده و باز دارنده مردمان را به نهى و وعظ و زجر و حدّ و تأديب و تعزير ، و « ها » براى مبالغه آورد كقولهم : علَّامه و نسّابه ، و اين قول به ظاهر آيت لايقتر است . و قول ( 1 ) ديگر آن كه * ( وَما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً ) * ، اى ، عامّة . ما تو را به مردم نفرستاديم الَّا عامّ و جمله به عرب و عجم و هند و روم و ترك و جمله آدميان . و اصل كلمه از كفّ است و هو المنع . و اين كنايه باشد از عموم و اجتماع براى آن كه اذا اجتمعوا ازدحموا و كفّ بعضهم بعضا فما منهم ( 2 ) الَّا كافّة مانعة لصاحبه . عبد اللَّه عبّاس روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه گفت : مرا پنج چيز دادند و به اين فخر آرم ( 3 ) : يكى آن كه مرا به سياه و سپيد فرستادند . دوم كه ( 4 ) زمين را به طهور و مسجد من كردند [ 28 - پ ] تا از خاكش تيمّم كنم و هر كجا خواهم نماز كنم . و غنيمت مرا حلال كردند و پيش از من حلال نبود كس را . و مرا به ترس يارى كردند ( 5 ) تا ترس من يك ماهه راه مىرود از پيش من . و مرا شفاعت دادند و من آن را ذخيره كرده‌ام براى گناهكاران از امّت من ، و شفاعت من برسد - ان شاء اللَّه - به هر بنده‌اى كه به خداى شرك نياورده باشد . * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ) * . و لكن بيشتر مردمان نمىدانند از آن كه انديشه نمىكنند ( 6 ) . * ( وَيَقُولُونَ ) * ، مىگويند ، يعنى كافران و منكران بعث و نشور : * ( مَتى هذَا الْوَعْدُ ) * ، اين وعدهء قيامت كى خواهد بودن اگر چنان كه راست مىگويى ؟ * ( قُلْ ) * ، بگو اى محمّد : * ( لَكُمْ مِيعادُ يَوْمٍ لا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْه ساعَةً وَلا تَسْتَقْدِمُونَ ) * ، كه شما را ميعاد روزى خواهد بودن كه شما را از آن هيچ تقديم و تأخيرى نكند ( 7 ) يك ساعت نه فرا پيش دارند و نه باز پس دارند . * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْقُرْآنِ ) * ، آنگه حكايت قول كافران كرد كه
هامش
( 1 ) - آج ، لب : قولى . ( 2 ) - دا : فما بينهم . ( 3 ) - دا : فخر نمىكنم . ( 4 ) - دا ، آج ، لب : آن كه . ( 5 ) - آج ، لب : يارى دادند . ( 6 ) - دا ، آج ، لب : نمىكنند . ( 7 ) - دا ، آج ، لب : نكنند .