دعوى كردى جز خداى ، نتوانند به سنگ مورچهء خرد در آسمانها و نه در زمين و نيست ايشان را در آن هر دو از انبازى ( 1 ) و نيست او را از ايشان هيچ ياورى ( 2 ) .
و سود ندارد خواهش كردن بنزديك او الَّا آن را كه دستورى دهند او را تا آن گه كه ترس ببرند از دلهاى ايشان ، گويند : چه گفت خدايتان ؟ گويند : حقّ و او بزرگوار و بزرگ است ( 3 ) .
بگو : كه ( 4 ) روزى مىدهد شما را از آسمان و زمين ؟ بگوى :
خداى ، و ما يا شما بر ره راستيم يا در گمراهى آشكارا .
بگو : نپرسند ما را از آن جرم كه ما كرديم و نپرسند شما را از آنچه شما كنى .
بگو : جمع كند ميان ما خداى ما پس حكم كند ميان ما به راستى ، و او حاكمى داناست ( 5 ) .
[ 22 - پ ] بگو : بنماى به من آنان را كه درو رسانيدى ( 6 ) به او انبازانى برگشت ( 7 ) بل اوست خداى قوى و محكم كار .
و نفرستاديم تو را الَّا بازدارندهاى مردمان را مژده دهنده و ترساننده ( 8 ) ، و لكن بيشترين مردمان ندانند .
گويند : كى خواهد بودن اين وعده اگر شما راستيگرى ؟
بگو شما را نويد
هامش
( 1 ) - دا : هيچ انبازى .
( 2 ) - دا : يارى .
( 3 ) - دا : بزرگوارتر است و بزرگ .
( 4 ) - دا : كيست كه .
( 5 ) - دا : حكم كنندهاى است دانا .
( 6 ) - آب ، دا : در رسانيدهاى .
( 7 ) - كذا در اساس و آب ، دا : باز ايستى ، ظ : پر گست .
( 8 ) - دا : بشارت دهنده و بيم كننده .