گفت : ظلم كرد بر تو به خواستن گوسپندت با گوسپندان خود و بسيارى از آميختگان ظلم مىكنند بهرى بر بهرى الَّا آنان كه ايمان دارند و كارها نيكو كنند و اندكىاند ايشان و گمان برد ( 1 ) داود كه ما او را امتحان كرديم ، آمرزش خواست از خداى ، به روى در آمد [ به ] ( 2 ) ركوع كنند [ ه ] ( 3 ) و باز درگاه ما آمد .
[ 88 - ر ] بيامرزيديم او را آن و او راست نزديك ما قربت و نيكو بازگشتن .
اى داود ! ما كرديم تو [ را ] ( 4 ) خليفه در زمين ، حكم كن ميان مردمان بدرستى و پى هوا مدار كه گمراه ( 5 ) كند تو را از ره ، آنان كه گمراه شوند از ره خداى ، ايشان را باشد عذابى سخت به آنچه فراموش كردند روز شمار .
و نيافريديم ما آسمان و زمين را و آنچه در ميان است ( 6 ) بباطل آن گمان كافران باشد . واى آنان كه ( 7 ) كافر شدند از دوزخ !
يا كنيم آنان را كه ايمان آرند و كار نيكو كنند چون فساد كنان در زمين ، يا كنيم پرهيزگاران را چون فاسقان ( 8 ) .
كتابى كه فرو فرستاديم آن را بر تو با بركت تا انديشه كنند آيات او را و انديشه كنند خداوندان عقلها .
هامش
( 1 ) - دا : و بدانست .
( 3 - 2 ) - اساس : ندارد ، از دا ، افزوده شد .
( 4 ) - از دا ، افزوده شد .
( 5 ) - دا : گمراه .
( 6 ) - دا : و آنچه ميان آن دو است .
( 7 ) - دا : آنان را كه .
( 8 ) - دا : بىسامانان ، آج ، لب : بى سامانكاران .