جادوى است دروغزن . ] ( 1 ) .
[ كرد خدايان را ] ( 2 ) يك خداى ، اين چيزى است شگفت .
[ 87 - ر ] برفتند جماعه ( 3 ) از ايشان كه به روى و شكيبايى كنى بر خدايتان ، اين چيزى است كه مىخواهند .
نشنيديم اين در دين باز پسين ، اين نيست الَّا فرو بافتن .
بفرستادند ( 4 ) بر او كتاب از ميان ما ، بل ايشان در شكاند از وحى من ، بل هنوز نچشيدهاند ( 5 ) عذاب من .
يا بنزديك ايشان است خزينهاى رحمت خداى تو بىهمتا بخشنده .
يا ايشان راست ملك آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن است كه برشوى در ( 6 ) پايها .
لشكرى است آن جا هزيمت كرده از جمله لشكرها .
دروغ داشتند پيش ايشان قوم نوح و عاد و فرعون خداوند ( 7 ) ميخها .
( 8 )
و ثمود و قوم لوط و اهل بيشه ، ايشان جماعتاند ( 9 ) .
هامش
( 2 - 1 ) - اساس و آب ، ترجمه نكرده ، از دا ، افزوده شد .
( 3 ) - دا : گروهى .
( 4 ) - دا : فرو فرستادند .
( 5 ) - دا : بل بنه چشيدهاند .
( 6 ) - دا : بر .
( 7 ) - اساس : خداوندان ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد .
( 8 ) - اساس ، آب ، دا ، آج ، لب : اصحاب الايكة ، رسم الخط متن مربوط به قرآن چاپى است .
( 9 ) - دا : گروهان دشمناناند .