تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
نيستند همه الَّا آنان كه دروغ داشتند پيغامبران را درست شد عقوبت من ( 1 ) . گوش نمىدارند اينان مگر يك بانگ ، نيست آن را مهلتى به مقدار آن كه شترى بدوشند ( 2 ) . [ 87 - پ ] گفتند : خداوند ما شتاب كن براى ما نامهء ما پيش روز شمار . شكيبايى كن بر آنچه مىگويند ، و ياد كن بندهء ما را داود را ، خداوند قوّت را ، كه او بسيار توبه - كننده است . ما مسخّر كرديم كوهها را با او تا تسبيح مىكنند به شبانگاه و بامداد . و مرغان را گرد كرده همه او را توبه كرده‌اند . و سخت كرديم پادشاهى او و بداديم او را حكمت و گزارش سخن . و آمد به تو خبر خصمان چون بجستند ( 3 ) به محراب او ؟ چون در رفتند بر داود ، بترسيد از ايشان . گفتند : مترس ما دو خصميم ظلم كرد بهرى از ما بر بهرى ، حكم كن ميان ما به راستى و جور مكن و ره نماى ما را به ره راست . اين برادر من است ، او را نود و نه گوسپند است و مرا يكى گوسپند هست ، گفت : به من گذار آن را و غلبه كرد مرا در سخن گفتن .
هامش
( 1 ) - دا : واجب شد عذاب . ( 2 ) - دا : نيست آن را هيچ مهلت . ( 3 ) - دا : بر شدند ، آج ، لب : بر آمدند .