تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
كه او از بندگان مؤمن [ ما بود ] ( 1 ) . [ پس غرق كرديم ديگران را . ] ( 2 ) . و از شيعت او ابراهيم بود . چون آمد به خداى خود به دلى ( 3 ) سلامت يافته . چون گفت پدرش را و قومش را : چه مىپرستى ؟ به دروغ خدايانى را جز خداى مىخواهى ؟ چه گمان است شما را به خداى جهانيان ؟ ( 4 ) [ 70 - پ ] در نگريد نگريدنى ( 5 ) در ستاره . گفت من بيمارم . بر گرديدن ( 6 ) از او پشت بر كرده . بچسبيد ( 7 ) با خدايان ايشان ، گفت : [ نمى ] خورى ( 8 ) . چيست شما را كه سخن نمىگويى ؟ بچسبيد بر ايشان زدنى به دست راست . روى بنهادند به او مىشتافتند ( 9 ) . گفت مىپرستى ( 10 ) آنچه مىتراشى ( 11 ) ؟ و خداى بيافريد شما را و آنچه مىكنى . گفتند بناى كنى براى او بنيانى ، در اندازى ( 12 ) او را در آتش .
هامش
( 1 ) - اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء دا ، افزوده شد . ( 2 ) - اساس و آب اين آيه را بدون ترجمه در حاشيه آورده‌اند ، ترجمهء متن از دا ، آورده شد . ( 3 ) - دا : با دل . ( 4 ) - اساس و آب : نضرة . ( 5 ) - دا : نگريست نگريستنى . ( 6 ) - دا : برگشتند . ( 7 ) - دا : بشد . ( 8 ) - اساس : ناخواناست ، از دا ، افزوده شد . ( 9 ) - دا : روى فرا كردند فرا او مىپوييدند . ( 10 ) - دا : مىپرستيد . ( 11 ) - دا : مىتراشيد . ( 12 ) - اساس و آب : درندازى / دراندازى ، دا : بيفگنى .