كه او از بندگان مؤمن [ ما بود ] ( 1 ) .
[ پس غرق كرديم ديگران را . ] ( 2 ) .
و از شيعت او ابراهيم بود .
چون آمد به خداى خود به دلى ( 3 ) سلامت يافته .
چون گفت پدرش را و قومش را : چه مىپرستى ؟
به دروغ خدايانى را جز خداى مىخواهى ؟
چه گمان است شما را به خداى جهانيان ؟
( 4 )
[ 70 - پ ] در نگريد نگريدنى ( 5 ) در ستاره .
گفت من بيمارم .
بر گرديدن ( 6 ) از او پشت بر كرده .
بچسبيد ( 7 ) با خدايان ايشان ، گفت :
[ نمى ] خورى ( 8 ) .
چيست شما را كه سخن نمىگويى ؟
بچسبيد بر ايشان زدنى به دست راست .
روى بنهادند به او مىشتافتند ( 9 ) .
گفت مىپرستى ( 10 ) آنچه مىتراشى ( 11 ) ؟
و خداى بيافريد شما را و آنچه مىكنى .
گفتند بناى كنى براى او بنيانى ، در اندازى ( 12 ) او را در آتش .
هامش
( 1 ) - اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء دا ، افزوده شد .
( 2 ) - اساس و آب اين آيه را بدون ترجمه در حاشيه آوردهاند ، ترجمهء متن از دا ، آورده شد .
( 3 ) - دا : با دل .
( 4 ) - اساس و آب : نضرة .
( 5 ) - دا : نگريست نگريستنى .
( 6 ) - دا : برگشتند .
( 7 ) - دا : بشد .
( 8 ) - اساس : ناخواناست ، از دا ، افزوده شد .
( 9 ) - دا : روى فرا كردند فرا او مىپوييدند .
( 10 ) - دا : مىپرستيد .
( 11 ) - دا : مىتراشيد .
( 12 ) - اساس و آب : درندازى / دراندازى ، دا : بيفگنى .