خواستند به او كيدى ، كرديم ايشان را فروترينان .
و گفت من مىروم ( 1 ) با خداى خود تاره - نمايد مرا .
بار خدايا بده مرا از نيكان .
مژده داديم او را به پسرى بردبار .
چون برسيد با او به رفتن گفت اى پسرك من : من مىبينم در خواب كه مىكشم تو را ( 2 ) ، بنگر تا چه راى بينى ؟ گفت : اى پدر بكن آنچه مىفرمايند تو را كه يا بى مرا - اگر خواهد خداى - از صابران ( 3 ) .
چون تن بدادند و بر روى افگند او را بر پيشانى .
و ندا كرديم او را كه : اى ابراهيم ( 4 ) .
راست بكردى خواب را ، ما چنين پاداشت ( 5 ) دهيم نيكوكاران را .
اين آن آزمايش ظاهر است .
و فدا كرديم او را به گوسپندى بزرگ .
رها كرديم بر او در باز پسينان .
سلام بر ابراهيم ( 6 ) باد .
[ 71 - ر ] چنين پاداشت ( 7 ) دهيم نيكوكاران را .
كه او از بندگان مؤمن ما است .
مژده داديم او را به اسحق پيغامبرى از نيكان .
هامش
( 1 ) - دا : شوندهام .
( 2 ) - دا : تو را مىكشتمى .
( 3 ) - دا : شكيبايان .
( 6 - 4 ) - اساس و دا : ابرهيم .
( 7 - 5 ) - دا : پاداش .