و مرا پرستى اين رهى ( 1 ) است راست .
گمراه كرد از شما گروهى بسيار را خرد نمىدارى ( 2 ) ؟
اين آن دوزخ است كه شما را وعيد كردند .
به او ملازم باشى با او ( 3 ) امروز به آن كفر كه آوردى .
[ 56 - ر ] امروز مهر نهيم بر دهنهاى ايشان و سخن گويد با ما دستهاى ايشان و گوايى دهد پايهاشان ( 4 ) به آنچه اندوخته باشند .
و اگر خواهيم ببريم ( 5 ) چشمهاى » ايشان بشتابند راه ، ايشان چگونه بينند ؟
قوله تعالى : * ( وَآيَةٌ لَهُمُ الأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها وَأَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا ) * - الآية . حق تعالى گفت : آيتى است و علامتى و دلالتى اين زمين مرده كه ما زنده كرديم ( 7 ) به باران و از آن جا بيرون آورديم دانهاى كه شما از آن مىخورى از انواع حبوب كه قوّت باشد . * ( وَجَعَلْنا فِيها ) * ، و كرديم در زمين ، * ( جَنَّاتٍ ) * ، بستانها از درختان خرما و انواع انگورها . * ( وَفَجَّرْنا فِيها ) * ، و بگشاديم در زمين چشمههاى آب تا مردمان از ميوهء آن مىخورند . حمزه و كسائى و طلحة بن مصرّف خواندند : ثمره ، به ضمّتين ، و باقى قرّا ثمره به دو فتحه . * ( وَما عَمِلَتْه أَيْدِيهِمْ ) * ، عامّهء قرّا خواندند : با « ها » ى ( 8 ) ضمير ، و اهل كوفه خواندند و عيسى بن عمر : عملت ، بى ضمير .
و در « ما » سه وجه گفتند : يكى آن كه نفى است و معنى آن كه دستهاى ايشان
هامش
( 1 ) - دا : راهى .
( 2 ) - دا : اى شما عقل ندارى .
( 3 ) - آب : به او .
( 4 ) - آب : پايهاى ايشان .
( 5 ) - دا : ناپديد كنيم .
( 6 ) - آب ، دا : بر چشمهاى .
( 7 ) - دا ، آج ، لب : افزوده : آن را .
( 8 ) - آج ، لب : به « ها » .