آن كه او بيايد . بعضى گفتند : براى آن كه دانست كه اگر او بيايد و اسلام آرد ، مالش بر او حرام شود ، خواست تا ( 1 ) سرير او بردارد بر سبيل غنيمت و او كافر ، تا حلال باشد او را ( 2 ) .
قتاده گفت : خواست تا ببيند از آن وصف كه هدهد كرده بود آن را .
ابن زيد گفت : براى آن كرد كه خواست كه عقل و تميز بلقيس را امتحان كند ، تا چون او حاضر آيد ، او عرش را منكّر و مغيّر ( 3 ) كند و گويد كه : * ( . . . أَ هكَذا عَرْشُكِ ) * ( 4 ) * ( ) * ، تا او بشناسد يا نه ! و درست آن است كه غرض او آن بود تا معجزه باشد خارق عادت ، و آيتى و دلالتى بود بلقيس را بر نبوّت و صدق او .
* ( قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ ) * ، يكى از جمله جنّيان كه قوى و داهى بود ، گفت : من بيارم .
عبد اللَّه عبّاس گفت : عفريت ، داهى باشد . ضحّاك گفت : خبيث باشد . ربيع گفت : غليظ باشد . فرّاء گفت : قوى باشد ، كسائى گفت : منكر باشد ، و قال ( 5 ) :
و قال شيطان لهم عفريت
ما لكم [ ملك ] ( 6 ) و لا ثبيت ( 7 )
أبو رجاء العطاردىّ خواند : عفرية ( 8 ) ، و گفت : عفرية بكر بين بكرين ( 9 ) باشد ، اوّل فرزند مادر و پدر باشد كه او هنوز زن نكرده باشد و فرزند نياورده .
سيبويه گفت : اشتقاق او از عفر باشد ، و عفر كسى را به قوّت در خاك بگردانيدن باشد ، و رجل عفريت ( 10 ) نفريت و عفرية و نفرية ، و يجمع على عفاريت و عفارى ، جمع العفرية و عفارية كزبانية في جمع زبنية ( 11 ) ، و منه
قوله - عليه السّلام : اللَّه يبغض العفرية النّفرية
آن عفريت گفت : * ( أَنَا آتِيكَ بِه قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ ) * ، من به تو آرم پيش از
هامش
( 1 ) . كا پيش از اسلام او .
( 2 ) . كا : كه مال كافر حلال باشد .
( 3 ) . آط : مفسّر ، با توجّه به ضبط آب و آز تصحيح شد ، آل : مفسران ، مش : متغيره ، كا : متغيّر .
( 4 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 42 .
( 5 ) . كا الشاعر .
( 6 ) . آط و ديگر نسخه بدلها : ندارد ، از كا افزوده شد .
( 7 ) . آج ، آل ، مش : يثبت ، كا : ثبييت .
( 8 ) . مش ، كا : عفريت .
( 9 ) . آج ، آل : بكر .
( 10 ) . مش : عفر .
( 11 ) . آب ، آج ، آز : زبانيه .