عبد اللَّه بن اسماعيل بن زيد گفت : مردى صالح بود از بعضى جزيرههاى دريا ، و مردى سيّاح بود در جهان مىگشت تا عجايب جهان بيند ، و نام مهترين ( 1 ) خداى دانست ، خداى را به آن نام بخواند اجابت كرد ، و در حال سرير حاضر كردند پيش سليمان ، پيش از آن كه سليمان چشم بر كرد ( 2 ) .
علما خلاف كردند در آن نام و در آن دعا كه عند آن عرش حاضر كردند .
از رسول - عليه السّلام - روايت كردند كه : آصف خداى را به اين نامها خواند كه :
يا حىّ يا قيّوم .
زهرى گفت ، اين بود كه گفت : يا الهنا و إله كلّ شىء لا إله الَّا انت .
مجاهد گفت : يا ذا الجلال و الاكرام .
عبد اللَّه عبّاس گفت : آصف دو ركعت نماز كرد و خداى را به نام مهترين بخواند ، گفت : يا رسول اللَّه ! توبه جانب يمن مىنگر . خداى ( 3 ) تعالى فرشتگان را بفرستاد تا در زير زمين بياوردند ، و زمين شكافته شد ، و سرير از پيش سليمان بر آمد از زمين .
و گفتند : خداى تعالى معدوم بكرد ، و پيش سليمان باز آفريد ، و اين بر مذهب آن كس روا باشد كه فناى بعضى جواهر به ابقاى بعضى روا دارد ، و اين بر مذهب درست نيست .
اگر ( 4 ) گويند ( 5 ) : خداى تعالى مفرّق ( 6 ) بكرد اجزاى آن و آن جا رسيد ( 7 ) ، قبل ان يرتدّ اليه طرفه ، آنگه مؤلَّف بكرد ، اين ( 8 ) با ( 9 ) سلامت تر باشد .
امّا قوله : * ( قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ ) * ، در او سه قول گفتند ، يكى آن كه : پيش از آن كه چشم زخم تو مرد ( 10 ) به تو رسد ( 11 ) و از دور تر ( 12 ) ، و دوم آن كه : تو چنين شاخص
هامش
( 1 ) . كا : بهترين .
( 2 ) . كا : بر كردى .
( 3 ) . مش : خداوند .
( 4 ) . مش : مگر .
( 5 ) . مش كه .
( 6 ) . آج : بفرق ، آل : مفرق ، كا : متفرق .
( 7 ) . مش : جزاى چون آن جا برسيد ، كا : او در هوا آن جا رسانيد .
( 8 ) . آب ، آز ، مش جا .
( 9 ) . مش : تا .
( 10 ) . آب ، آز ، مش : ندارد ، آل : مردم .
( 11 ) . آل : رسيد .
( 12 ) . كذا در آط ، آب ، آج ، لب ، آل ، مش ، آز ، كا : و او دوربين بود .