* ( قُلْ ) * ، بگو اى محمّد : * ( يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ [ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ) * ، كه جان شما بر دارد ملك الموت ] ( 1 ) ، كه او را بر شما موكّل كردهاند ، يعنى به قبض روح شما .
در خبر است كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و على آله - گفت : شب معراج كه مرا به آسمان بردند انواع فريشتگان را مىديدم همه در روى من مىخنديدند [ 232 - ر ] با بشر و ( 2 ) بشاشت و طلاقت وجه . فريشتهاى را ديدم با سهم و هيبت بر كرسى نشسته و لوحى در دست گرفته و در او مىنگريد . من بر او سلام كردم ، مرا جواب داد و در روى من تبسّم نكرد ، و چشم با لوح افگند .
من گفتم : يا جبريل ! اين كيست كه مرا هيچ بشاشتى ننمود ، و در روى من بنخنديد ؟ گفت : اين ملك الموت است ، تا خداى او را بيافريده است او نخنديده ( 3 ) است . من بر او فرا شدم ( 4 ) ، گفتم : يا ملك الموت ! تو به يك ساعت ( 5 ) به همه جهان چگونه برسى ؟ گفت : من از اين جا كه تو مىبينى كه هستم نجنبم ( 6 ) ، و لكن حق تعالى اين دنيا را در پيش من چنان نهاده است كه ( 7 ) خوانى در پيش كسى بنهند ، چنان كه دست او هر كجا كه ( 8 ) خواهد برسد من در زمين مىنگرم هر كجا خواهم دست دراز كنم ، و نيز مرا اعوان باشند از ملائكهء رحمت و عذاب ، آن جا كه خواهم ( 9 ) ايشان را بفرستم .
گفتم : اين لوح چيست ؟ گفت : بر اين لوح نام آنان است كه آجال ايشان در اين سال خواهد بودن . من مىنگرم هر كه او را وقت در آمده باشد جان او بردارم .
مجاهد گفت : زمين در پيش او چون تشتى ( 10 ) است ، هر كجا خواهد دست دراز كند .
مقاتل و كلبى گفتند : ما را روايت ( 11 ) كردند كه ، نام ملك الموت عزرايل ( 12 ) است ،
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آط و با توجّه به مفهوم عبارت ، تصحيح شد .
( 2 ) . مش : بشرهء .
( 3 ) . مش : است هرگز نخنديده .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 5 ) . مش : يك ساعته .
( 6 ) . مش : بنجنبم .
( 7 ) . آط ، آج ، لب : چون .
( 8 ) . آط ، آب ، مش او .
( 9 ) . آب كه .
( 10 ) . آب ، آج ، لب ، مش : طشتى .
( 11 ) . آط ، آب ، مش : مقاتل گفت و كلبى روايت .
( 12 ) . آب ، مش : عزرائيل .