مزامير و معازف دانند ، و بر اين تأويل چنان باشد ( 1 ) كه : يشتري ذوات لهو الحديث ، براى آن كه كنيزك ( 2 ) لهو حديث نباشد ( 3 ) ، خداوند ( 4 ) لهو حديث باشد ( 5 ) ، و اين از باب حذف مضاف باشد و اقامت مضاف اليه به جاى او .
و ابو امامه روايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و على إله - كه او گفت : حلال نباشد تعليم مغنّيات و زنانى كه غنا مىآموزند ، و بيعشان روا نباشد ، و بهاشان ( 6 ) حرام باشد ، و گفت : اين آيت در مانند اين فرود آمد كه خداى مىگويد : * ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ ) * ، تا به آخر آيت .
آنگه گفت : هيچ كس ( 7 ) نباشد كه او آواز به غنا بردارد و الَّا دو شيطان بيايند و بر دوشهاى » او بنشينند و او را به پاى مىزنند و مىجنبانند تا خاموش شدن ( 9 ) .
بعضى دگر گفتند : مراد به « اشتراء » ، استبدال و اختيار است ، يعنى كس هست كه غنا و مزامير و سماع [ آن بر سماع ] ( 10 ) قرآن اختيار مىكند ، و بر اين قول مراد به * ( سَبِيلِ اللَّه ) * ، قرآن باشد . ابو الصّهباء گفت : عبد اللَّه مسعود را پرسيدم از اين آيت ، گفت : هو الغناء و اللَّه ، سرود است آن به خداى .
ابن جريج گفت : طبل باشد ، ضحّاك گفت : شرك ( 11 ) است ، و ( 12 ) ضحّاك گفت : غنا مفسدهء مال است ، و مفسدهء دل است ، و جاى سخط خداى است .
عبد اللَّه عبّاس گفت : اين آيت در مردى آمد كه او كنيزكى خنيا گر بخريد تا براى او غنا مىگفت پيوسته . و هر حديث كه تو را از ذكر خداى مشغول كند آن لهو باشد .
قتاده گفت : همهء لهو و لعب در تحت اين شود . عطا گفت : ترّهات است و حديث بى فايده . مكحول گفت : هر كس كه او كنيزك خنياگر خرد تا براى او غنا
هامش
( 1 ) . آط ، آج ، لب ، كا : تأويل تقدير آن باشد ، آب ، مش : بر اين تقدير تأويل آن باشد .
( 2 ) . آب ، آز ، مش : كنيزكان .
( 5 - 3 ) . آب ، آز ، مش : باشند .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : خداوندان .
( 6 ) . آج ، لب : بهاى ايشان ، كا : بهايشان .
( 7 ) . آل : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : كس .
( 8 ) . آل : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : روشن .
( 9 ) . آب ، آز ، مش : شود .
( 10 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخه آط و با توجه به معنى ، افزوده شد .
( 11 ) . آط ، آب ، آز ، مش : شركت .
( 12 ) . آط ، آب ، آز ، مش هم .