استوار كه نگردد به شما ( 1 ) و بپراگند در او ( 2 ) از هر جنبدهاى ، و فرو فرستاديم از آسمان آبى ، ( 3 ) برويانيديم ما در زمين ( 4 ) از هر جفتى خوش طعم و گوارا ( 5 ) .
اين است آفرينش خداى فرا من نماييد ( 6 ) آنچه خير است ( 7 ) بيافريدند آنان كه از فرود اويند ، بل ستمكاران در گمراهى اند هويدا .
و بدرستى كه بداديم ما لقمان را حكمت كه شكر گزار خداى را ، و هر كه شكر كند بدرستى كه شكر كرده باشد تن خويش را ، و هر كه كافر شود بدرستى كه خداى تعالى بىنياز است و ستوده .
و چون گفت لقمان پسر خويش را ، و او پند مىداد او را ، اى پسرك من همباز ميار ( 8 ) به خداى كه همباز آوردن ( 9 ) ستمى است بزرگ .
و وصيّت ( 10 ) كرديم مردمان را به پدر و مادر او ( 11 ) ، برداشت 1 » او را مادر او سستى بر سستى ، و رنج شير دادن و از شير باز كردن او در دو سال كه شكر گزار مرا و پدر و مادر خود را ، سوى من است باز گشت ( 13 ) .
و اگر جهاد كنند با تو بر آن كه همباز آورى به من آنچه نيست تو
هامش
( 1 ) . آب ، آج ، لب ، مش : كه تا بجنباند شما را ، آط : كه بجنبانيد شما را .
( 2 ) . آط ، آج ، لب : در آن جا .
( 3 ) . آب ، مش پس .
( 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : در آن .
( 5 ) . آط : كريم .
( 6 ) . آط ، آج ، لب : بنماى ما را ، آب ، مش : پس بنماييد مرا .
( 7 ) . اساس چه ، كه زائد مىنمود ، آط ، آج ، لب : تا چه آفريدند . آب ، مش : كه چه آفريدند .
( 8 ) . آط ، آج ، لب : مگير .
( 9 ) . آط ، آج ، لب : همباز گرفتن .
( 10 ) . آط ، آج ، لب : و وصايت كرديم .
( 11 ) . آج ، لب : به مادر و پدرش .
( 12 ) . آط ، آج ، لب : بر گرفت .
( 13 ) . آط ، آج ، لب : كه باز گشت با من است .