اين آيت را يك دو جا تفسير رفته است به استقصاء .
* ( هذا خَلْقُ اللَّه ) * ، اين جمله كه برداد ( 1 ) خلق خداى است كه خداى آفريد .
* ( فَأَرُونِي ) * ، بنماى مرا تا اين بتان را كه شما مىپرستى بدون [ او ] ( 2 ) چه آفريدهاند ؟ چون مىدانى كه چيزى نيافريدند و نتوانند ( 3 ) ، بدانى كه شما در عبادت ايشان بر ضلال ( 4 ) و گمراهيى ( 5 ) .
* ( وَلَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ ) * ، آنگه گفت : ما لقمان را حكمت داديم ، يعنى عمل ( 6 ) و علم و فهم و اصابت و سداد رأى .
محمّد بن يسار گفت : هو لقمان بن باعور بن » تاريخ ( 8 ) ابى ابراهيم . وهب گفت :
پسر خواهر ايّوب بود . مقاتل گفت : پسر خالهء ايّوب بود . واقدى گفت : قاضى بنى اسرايل بود .
و علما اتّفاق كردند بر حكمتش ، و كس نگفت پيغامبر بود الَّا عكرمه كه او گفت :
پيغامبر بود .
عبد اللَّه عمر گفت ، از رسول - عليه السّلام - شنيدم كه او گفت :
حقّا اقول
، حقّ است اين كه من مىگويم لقمان پيغامبر نبود ، و لكن بندهاى بود راضى ( 9 ) و در كارها بجدّ و اجتهاد ، بسيار تفكّر ، نيكو يقين .
احبّ اللَّه [ و احبّه اللَّه ] ( 10 )
، خداى را دوست داشت ، خداى او را دوست داشت ، و خداى منّت نهاد بر او به حكمت . در نيمهء روز خفته بود ندايى شنيد كه او را گفتند : يا لقمان ! خواهى تا تو را خداى ( 11 ) به خليفه كند در زمين تا ميان مردمان حكم كنى به حق ( 12 ) ؟ جواب داد و گفت : اگر خداى تعالى مرا مخيّر كند ، من اختيار عافيت كنم نه اختيار بلا ، و اگر مرا فرمايد و ايجاب كند به
هامش
( 1 ) . برداد : بر شمرد ، ياد كرد .
( 10 - 2 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 3 ) . مش ، كا آفريد .
( 4 ) . آل : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : ضلالت .
( 5 ) . كا : ندارد ، ديگر نسخه بدلها روشن .
( 6 ) . آل : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : عقل .
( 7 ) . آط ، مش : يا عور بن ، آط ناروح بن ، آب ، آز يا عور بن ، چاپ شعرانى ( 9 / 68 ) ناحور بن ، كا : با حور بن .
( 8 ) . آج ، لب : تاراخ ، آز : ماروح .
( 9 ) . آل : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : ماضى .
( 11 ) . مش تعالى .
( 12 ) . نسخهء آز در اين جا پايان مىيابد .