باشند ( 1 ) .
ايشان بر راه راستاند از خداى ايشان ، و ايشاناند رستگارانند ( 2 ) .
و از مردمان آن كس است كه بخرد باطل سخن ( 3 ) تا گمراه گرداند ( 4 ) از راه خداى بنادانى ، و فرا گيرد آن را افسوس ، ايشانند كه ايشان راست عذابى خوار كننده .
و چون بر خوانند بر او آيتهاى ما بر گردد گردن كشى كننده ( 5 ) ، گويى كه نشنود ( 6 ) آن را ، گويى كه در دو گوش او ( 7 ) گرانى است ، بشارت ده او را به عذابى دردناك .
بدرستى كه آنان كه ايمان آوردند و كردند نيكيها ، ايشان راست بهشتهاى ( 8 ) با ناز و نعمت .
جاويدان باشند در آن ( 9 ) وعدهء خداست براستى ، و اوست بى همتا و محكم كار .
بيافريد آسمانها بى ستونى معلَّق ( 10 ) ، مىبينيد آن را و افگند ( 11 ) در زمين كوههاى
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب : و ايشان به آخرت يقين دانند ، مش : و ايشان به آخرتشان يقين دارند .
( 2 ) . آط ، آج ، لب : و ايشان رستگارانند ، آب ، مش : و ايشان فلاح يافتگانند .
( 3 ) . آط ، آج ، لب : از مردمان كه هست كه خرد بازى حديث ، آب ، مش : از مردمان كسى هست كه مىخرد لهو حديث را .
( 4 ) . آب ، مش : گمراه شود .
( 5 ) . آط ، آج ، لب : پشت بر كند تكبّر كننده .
( 6 ) . آط : نشنيده ، آج ، لب : نشنيدند ، آب ، مش : كه گويى كه نشنوده .
( 7 ) . مش : كه گوييا در گوشهاى او .
( 8 ) . مش : بهشتهايى .
( 9 ) . آط ، آج ، لب : هميشه باشند در آن جا .
( 10 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش كه .
( 11 ) . آط ، آج ، لب : برافگند ، آب ، مش : و انداخت .