مىگفت : هر كه دزدى كند دستش ببايد بريدن ، و هر كه قذف كند بىگناهى را او را حدّ بايد ( 1 ) زدند ، و هر كه زنا كند و زن ندارد صد تازيانه ببايد زدن او را ، و هر كه زنا كند و زن دارد ببايد كشتن به رجم .
قارون گفت : و اگر همه ( 2 ) تو باشى ؟ گفت : و اگر چه من باشم . گفت ( 3 ) : بنى اسرايل دعوى مىكنند ( 4 ) كه تو با فلانهء فاجر زنا كردى .
موسى - عليه السّلام - گفت : اگر او گويد ، بر قول او اعتماد كنيم ( 5 ) . كس فرستادند و او را حاضر كردند . موسى - عليه السّلام - روى به او كرد و گفت : يا فلانه ! اين قوم بر من اين ( 6 ) دعوى مىكنند ، و من تو را سوگند مىدهم به آن خداى كه دريا بشكافت بر بنى اسرايل و ما را برهانيد و ايشان را هلاك كرد كه ، آنچه راستى ( 7 ) است در اين حادثه بگوى . او ( 8 ) انديشه كرد ، گفت : اگر اين راست بگويم و از گناه گذشته توبه كنم ، همانا خداى بر من رحمت كند . گفت : لا و اللَّه ! كه تو از اين حديث مبرّايى ، و آنان كه اين مىگويند بر تو دروغ مىگويند ، و قارون مرا جعلى داده است تا بر تو اين دروغ بگويم ، و تو را به خود متّهم كنم .
موسى - عليه السّلام - روى بر زمين نهاد و گفت :
اللَّهمّ ان كنت رسولك فاغضب لي
، بار خدايا ! اگر من رسول توام ، براى من خشم گير . جبريل آمد و گفت : خداى مىگويد من زمين را فرمودهام تا طاعت ( 9 ) تو دارد ، آنچه فرماى بفرماى ( 10 ) او را آنچه خواهى در حقّ او ( 11 ) .
موسى - عليه السّلام - بنى اسرايل را گفت : بدانى كه خداى تعالى مرا به قارون
هامش
( 1 ) . مش : حدّ ببايدش .
( 2 ) . آج ، لب : اگر چه .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها پس .
( 4 ) . لب : مىكند .
( 5 ) . آج ، لب ، مش : كنم .
( 6 ) . مش : چنين .
( 7 ) . لب : راست .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : زن .
( 9 ) . مش : زمين را امر كرد تا اطاعت ، كا : اطاعت تو گيرد .
( 10 ) . آط ، آب : به آنچه خواهى بفرماى ، آج ، لب : با آنچه خواهى بفرماى ، مش : تا آنچه خواهى بفرماى ، كا : به
( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز : او را در حقّ او ، مش : او را در حقّ قارون .