فرستاده است همچنان كه به فرعون ، و او طغيان كرد ، و خداى او را هلاك كرد ، و قارون باغى است ( 1 ) . هر كه با اوست و هواى او مىخواهد ، با او بباشى ( 2 ) ، و هر كه با من است ( 3 ) دور شوى ( 4 ) .
همه بگريختند و جز دو كس با او نماندند ( 5 ) . موسى - عليه السّلام - گفت :
يا ارض خذيهم ،
اى زمين بگير ايشان را ، تا به زانو به زمين فرو شدند ، دگر باره گفت :
يا ارض خذيهم ،
اى زمين بگير اينان را ، تا به كمر بست به زمين فرو شدند ، [ دگر باره گفت :
يا ارض خذيهم ،
تا به گردن به زمين فرو شدند ] ( 6 ) . در اين ميانه تضرّع مىكردند و فرياد مىخواستند و سوگند بر مىدادند به حقّ رحم و خويشى ، و موسى - عليه السّلام - سخت خشمناك شده بود ، اجابت نكرد . دگر باره گفت :
يا ارض خذيهم
، اى زمين بگيرشان ، جمله به زمين فرو شدند . تا در خبر آوردند كه : هفتاد بار از موسى زنهار خواستند ، خداى تعالى وحى كرد به موسى و گفت : يا موسى ! از تو هفتاد بار زنهار خواستند ، زنهارشان ندادى ، به عزّت من اگر از من يك بار زنهار خواستندى ، ايشان را زنهار دادمى و مرا قريب و مجيب يافتندى .
قتاده گفت : روايت كردند كه هر روز قامتى به زمين فرو شوند و به قرار زمين نرسند تا روز قيامت نباشد ( 7 ) .
چون اين حال برفت ، بنى اسرايل با يكديگر گفتند : موسى دعا كرد تا خداى ( 8 ) قارون را هلاك كرد تا مال و ملك او او را باشد ( 9 ) ، و او مستبدّ ( 10 ) شود به آن .
موسى بشنيد و گفت : بار خدايا ! جملهء مال و ملك او به زمين فرو بر . خداى تعالى اجابت كرد و جمله مال و ملك او به زمين فرو برد ، فذلك قوله : * ( فَخَسَفْنا بِه وَبِدارِه الأَرْضَ ) * ، فرو برديم به زمين قارون را و سرايش را . * ( فَما كانَ لَه مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَه مِنْ دُونِ اللَّه ) * ، او را هيچ گروهى و لشكرى نبودند كه او را نصرت كنند از
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، لب ، آز : باغى شد ، مش ، كا : نيز باغى شد .
( 2 ) . آب ، آج ، لب ، آز : بباشد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا از او .
( 4 ) . آج ، لب ، كا : دور شود .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : جز دو كس كه با او بماندند .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد .
( 7 ) . آب ، آز ، مش : بباشد .
( 8 ) . آب ، آز ، مش تعالى .
( 9 ) . مش : تا مال و ملك قارون از او باشد .
( 10 ) . آز : مستبدل ، مش : او صاحب استعداد ، چاپ شعرانى ( 8 / 489 ) : مستفيد .