كنند ، چه بنى اسرايل ترسم كه اين ( 1 ) خيوط حقير دارند . حق تعالى گفت : كوچك از كار من كوچك نبود و حقير نباشد ، و اگر ايشان مرا در صغير طاعت ندارند در كبير هم ندارند .
موسى - عليه السّلام - بنى اسرايل را گفت : خداى آسمان مىفرمايد كه هر يكى چهار رسن سبز در گوشهء ردا بندى تا به آن خداى را و كتاب او را ياد دارى . بنى اسرايل گفتند : سميع و مطيعيم ، شنيديم و فرمانبرداريم ، و همچنان كردند مگر قارون كه او اين حديث هزل شناخت و استكبار كرد و فرمان نبرد و گفت : اين خداوندى كند كه بندگان را از يكديگر باز نشناسد ، اين به علامت كند تا تمييز تواند - كردن ، اين اوّل عصيانى بود كه او كرد .
باز چون موسى - عليه السّلام - دريا ببريد ، و فرعون و قومش هلاك شدند ، موسى رياست و ولايت مذبح و قربان به هارون داد . هر كه را قربانى بودى ، بياوردى به هارون دادى تا هارون بر مذبح نهادى ، آتشى ( 2 ) بيامدى و آن قربان بسوختى . قارون را از آن سخت آمد ، گفت : يا موسى ! اين چه قسمت است كه تو كردى ؟ نبوّت تو راست و رياست برادرت را هارون را ( 3 ) ، ( 4 ) و از اين هيچ دو مرا نصيبى ( 5 ) نيست . موسى گفت : اين نه من كردهام ، كه اين را به من تعلَّق ( 6 ) نيست ، اين ( 7 ) خداى كرده است .
قارون گفت : من تو را باور ندارم به اين حديث تا مرا آيتى ننمايى ( 8 ) . گفت : من تو را آيتى روشن نمايم در اين باب . آنگه رؤساى بنى اسرايل را جمع كرد و گفت :
جمله عصاهاى خود به يارى و در اين عبادت خانه بنهيد ( 9 ) . ايشان برفتند . همچنان كردند ، و قارون و هارون نيز عصاهاى خود در آن جا انداختند . موسى گفت : امشب رها كنى و فردا بامداد بيايى . هر كس عصاى خود بنگرى ( 10 ) ، و عصاى هارون بنگرى ( 11 ) تا
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، مش ، كا : چه ترسم كه بنى اسرائيل آن .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آب ، كا : آتش .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 4 ) . كا دادى .
( 5 ) . مش : از اين هر دو مرا هيچ نصيبى .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : تعلَّقى .
( 7 ) . مش را .
( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، كا : بنمايى .
( 9 ) . آط : بنهى / بنهيد .
( 10 ) . آج : بنگرند ، كا : بنگريد .
( 11 ) . مش ، كا : و عصاى هارون را نيز بنگريد .