حاجت نبودى . آنگه گفت : * ( أَ فَلا تَسْمَعُونَ ) * ، نمىشنوى اين ادلَّهء با بيان ؟ صورت استفهام است [ 194 - ر ] و مراد تقريع و ملامت بر ترك منكر ، چه اگر بشنوند و انديشه نكنند هيچ فايده نبود ( 1 ) ايشان را .
آنگه هم از اين طريق دليلى ديگر فرمود ، گفت ( 2 ) : * ( أَ رَأَيْتُمْ ) * ، نيز بگوى ( 3 ) ايشان را :
نبينى ( 4 ) كه اگر خداى اين روز روشن را بر شما مؤبّد مسرمد ( 5 ) گرداند و هميشه بدارد تا به روز قيامت ، خداى را دانى ( 6 ) جز خداى كه شبى آرد كه شما در او بيارامى ( 7 ) ؟ * ( أَ فَلا تُبْصِرُونَ ) * ، نمىبينيد ( 8 ) ؟ يعنى نظر و تفكّر نمىكنى تا شما را علم حاصل آيد .
آنگه بيان كرد كه : اين نعمتها بر شما از رحمت و كرم و فضل اوست ، نه به استحقاقى و سابقهاى كه شما را بوده است ، گفت : * ( وَمِنْ رَحْمَتِه ) * ، و از رحمت و بخشايش خود . و « من » تبيين راست ، و روا بود كه تبعيض باشد ، و تبيين بهتر است .
* ( جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ ) * ، « جعل » به معنى خلق است و متعدّى باشد به يك مفعول ، گفت : از رحمت خود شب و روز بيافريد و پديد كرد . * ( لِتَسْكُنُوا فِيه وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِه ) * ، تا شما در او بيارامى و طلب فضل او كنى ، يعنى روزى او .
از ( 9 ) عادت عرب آن بود كه : دو چيز بگيرند و در هم پيچند و بيندازند ( 10 ) براى آن كه ايمن باشند كه مخاطب هر يكى به جاى خود بداند نهاد ، و اگر كلام مفصّل و مبيّن گفتى ، چنين بودى كه : و من رحمته جعل لكم اللَّيل لتسكنوا فيه و النّهار لتبتغوا من فضله ، شب پديد كرد تا در او بيارامى ، و روز پديد كرد تا در او طلب روزى كنى .
* ( وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) * ، و تا نعمتهاى مرا شاكر باشى و شكر گويى ، براى آن كه سراى تكليف را بنا بر مشقّت و كلفت باشد ، پس روز پديد كرديم ( 11 ) براى تصرّف معاش و شب براى آسايش ، و نه چنين است سراى ثواب كه آن جا براى آن شب نباشد كه به
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : فايده نكند .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها * ( قُلْ ) * .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : بگو .
( 4 ) . آج ، لب ، آل : نبينند .
( 5 ) . آج ، لب ، آل : و سرمد .
( 6 ) . آج ، لب ، آز ، آل : دانيد .
( 7 ) . بيارامى / بياراميد .
( 8 ) . آط : نمىبينى / نمىبينيد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : و از .
( 10 ) . آط ، آج ، لب ، آل از .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : پديد كردند .