و گشتند ( 1 ) آنان كه آرزو مىخواستند جايگاه و دستگاه او دى ( 2 ) مىگفتند ( 3 ) : واى ( 4 ) كه خداى بگستراند روزى آن را كه خواهد از بندگان خويش ، و به اندازه كند ( 5 ) آن را كه خواهد ، اگر نه آن بودى ( 6 ) كه منّت نهادى خداى بر ما ، به زمين فرو بردندى ما را ، واى ( 7 ) كه نيابند رستگارى كافران ( 8 ) .
آن است سراى ( 9 ) آن جهان ، كنيم آن را كه ( 10 ) نخواهند برترى ( 11 ) در زمين و نه ( 12 ) تباهكارى ، و سر انجام نكو پرهيزگاران را بود .
هر كه آرد نيكوى او را بود بهتر از آن ثواب ، و هر كه آرد بدى ندهند جزا و پاداش ( 13 ) آنان را كه كردند بديها مگر آنچه بودند ( 14 ) مىكردند .
بدرستى كه آن كه فريضه كرد ( 15 ) بر تو قرآن خواندن ( 16 ) ، باز برد ( 17 ) تو را اى محمّد با مكّه ( 18 ) ، بگو خداوند من - عزّ و علا - داناتر است بدان كه آورد راه راست ( 19 ) و آن كه او ( 20 ) اندر [ 193 - پ ] گمراهى هويداست .
هامش
( 1 ) . آط ، مش : و در روز در آمدند ، آج ، لب ، آل : و بامداد كردند .
( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل ، مش : ديروز .
( 3 ) . آط ، آج ، لب ، آل : مىگويند .
( 7 - 4 ) . آط ، آج ، لب تو .
( 5 ) . آط ، آج ، لب ، آل : تنگ كند ، آب ، مش : تنگ مىكند .
( 6 ) . آط ، آج ، لب ، آل ، مش : نه آنستى .
( 8 ) . آب ، مش : فلاح و ظفر نباشد كافران را .
( 9 ) . اساس سراى ، با توجّه به ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 10 ) . آط : كنيم او را براى آنان كه ، آب : كرديم آن را براى آنان كه .
( 11 ) . آط ، آج ، لب : بزرگوارى .
( 12 ) . آط ، آج ، لب نيز .
( 13 ) . آط ، آب : پاداشت نكنند .
( 14 ) . آج ، لب ، آل كه .
( 15 ) . آب : فرض كرد ، آج ، لب ، آل : واجب گردانيد .
( 16 ) . آط ، آج ، لب ، آل : قرآن را .
( 17 ) . آج ، لب ، آل : تا باز برد .
( 18 ) . آط ، آب ، آل : با جاى خود .
( 19 ) . آب : كه آمد بر راه راست ، آج ، لب : به آن كه آرد به راه راست .
( 20 ) . آب : و كيست كه او .