باشد ؟ گفت : معنى آيت [ نه ] ( 1 ) آن است كه تو گمان بردى ، معنى آن است كه سلطان و حاكم براى رأفت و رحمت و رقّت نباشند ( 2 ) تا اقامت حدود رها كنند . و گفتند : دليل بر اين ظاهر آيت است من قوله : * ( فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما ) * . و « جلد » ، در لغت زدن باشد بر ظاهر جلد باشد ، يقال : جلده اذا ضرب جلده ، كما يقال : ظهره و بطنه و رأسه اذا ضرب ظهره و بطنه و رأسه .
خالد گفت : عبد اللَّه عمر را كنيزكى بود ، زنا كرد ، او را به دست من داد و گفت : اين را حد زن بر پشت و بر پايها و بر اندامهاى ديگر ضربى خفيف . او را گفتم : فاين انت عن قوله : * ( وَلا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّه ؟ ) * گفت به هر حال بنشايد كشتن او را ، خداى جلد فرمود ، قتل نفرمود .
سعيد بن المسيّب و حسن بصرى گفتند : مراد آن است كه ضربى زنى موجع و مولم . زهرى گفت : در زنا و فريه اجتهاد بايد كردن در زدن و مبالغت نمودن و در حدّ شراب ( 3 ) تخفيف . قتاده گفت : در حدّ شرب و فريه تخفيف بايد ، و در زنا اجتهاد و مبالغت . حمّاد گفت : فاسق ( 4 ) را و شارب را حدّ با جامه بايد زدن ، و زانى را پشت برهنه بايد زدن ( 5 ) . و بنزديك ما ايشان را حدّ چنان بايد زدن كه ايشان را يابند ، اگر برهنه باشند ايشان حدّ برهنه بايد زدن ، و اگر با جامه باشند ايشان را حدّ چنان ( 6 ) بايد زدن . و مرد را جلد ( 7 ) كه زنند ايستاده زنند ، و زن را بنشانند ، و اين حدّ كه زنند بر جملهء اندام او مفرّق ( 8 ) كنند الَّا بر روى و فرج ، و مذهب شافعى همين است ، و ابو حنيفه گفت : جز بر سر و روى و فرج .
امّا كيفيت اقامت حدّ آن است كه : امام حاضر آيد و گواهان به جاى حدّ يا رجم .
اگر حدّ ( 9 ) به اقرار مرد و زن واجب شده باشد ، امام ابتدا كند به رجم آنگه مردمان ، و
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : نبايد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مش : شرابخواره ، مش : شرب .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : قاذف .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : كردن .
( 6 ) . آل ، مش : حد با جامه .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : حدّ .
( 8 ) . مش : متفرّق .
( 9 ) . اساس : اگر چند بار ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد .