صحّت مذهب خود ، و قوله تعالى : * ( زُبُراً ) * ، اى كتبا ( 1 ) ، جمع زبور كرسول و رسل . و اهل شام خواندند : زبرا به فتح [ « با » جمع ] ( 2 ) زبره ، اى قطعا و فرقا كقطع الحديد ، يعنى دين خود و ملَّت خود مقطع كردند ، پاره پاره ، چون پارههاى آهن ، و اصل اين كلمه در پارههاى آهن باشد ، قال اللَّه تعالى : آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ ( 3 ) .
* ( كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ) * ، هر گروه به آنچه كه بنزديك ايشان باشد خرّم باشند ، يعنى هر كس به دين و مذهب خود شادند از آن جا كه اعتقاد كردهاند كه حقّ است .
* ( فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ ) * ، آنگه رسول را - عليه السّلام - گفت : رها كن ايشان را در حيرت و ضلالت و كفر خود تا به وقت آجال ايشان از مرگ و هلاكت ( 4 ) .
و اصل « غمره » ، معظم الماء باشد من غمره اذا ستره ، و مراد در آيت حيرت و غفلت است كه ره علم و يقين بر ايشان پوشانيده ( 5 ) است .
* ( أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِه مِنْ مالٍ وَبَنِينَ ) * ، آنگه گفت : مىپندارند اين كافران كه اين مدد و زيادت [ 71 - ر ] كه ما ايشان را مىدهيم در مال و فرزندان مسارعت است از ما در حقّ ايشان به خيرات ( 6 ) . * ( بَلْ لا يَشْعُرُونَ ) * ، بل نمىدانند ايشان كه ما اين نعمت با ايشان بر سبيل استدراج مىكنيم ، و مثلها في المعنى قوله تعالى : وَلا يَحْسَبَنَّ ( 7 ) الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَلَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ( 8 ) ، و قوله تعالى : وَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ ( 9 ) أَوْلادُهُمْ إِنَّما يُرِيدُ اللَّه أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الدُّنْيا ( 10 ) . . . ، و آن چه در تأويل اين آيتها گفتهايم ، اين جا مطوّل ( 11 )
هامش
( 1 ) . اساس : كتبنا ، به قياس با نسخهء آط ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 2 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 3 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 96 .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : هلاك .
( 5 ) . آج ، لب : بپوشيده .
( 6 ) . آج ، لب : في الخيرات ، آل في الخيرات ، در نيكيها .
( 7 ) . اساس : تحسبنّ ، به قياس با متن قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 8 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 178 .
( 9 ) . اساس لا ، به قياس با همهء نسخه بدلها و متن قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 10 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 85 .
( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل ، مش : مطرد ، آز : مسطور .