نيكيها و ذكر خداى كنند ( 1 ) بسيارى ، و كينه كشند ( 2 ) پس از آن كه بر ايشان ستم كرده باشند ، و بدانند آنان كه ستم كرده باشند كه به چه بازگشتنگاه گردند ( 3 ) .
قوله تعالى : * ( وَإِنَّه لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ ) * ، حق تعالى گفت : * ( وَإِنَّه ) * ( 4 ) ضمير قرآن است [ يعنى اين قرآن تنزيل خداى جهانيان است . و تنزيل ، مصدر باشد و مراد منزّل است جز آن است ] ( 5 ) كه به عرف شرع قرآن و فرقان و وحى ( 6 ) تنزيل محقّق شده است بر اين كتاب ، و اگر چه در اصل وضع حقيقت نبوده است ( 7 ) .
* ( نَزَلَ بِه الرُّوحُ الأَمِينُ ) * ، اهل حجاز و ابو عمرو خواندند : « نزل » به تخفيف « زا » من النّزول بر فعلى لازم ، و روح الامين به رفع بر فاعليّت . و باقى قرّاء « نزّل ( 8 ) » خواندند ( 9 ) بر فعل متعدّى به تشديد « زا » ، بر آن كه فعل خداى را باشد - جلّ جلاله . و « روح الامين » ، به نصب خواندند بر مفعول به . بر قراءت اوّل ، معنى آن باشد كه :
فرود آرد ( 10 ) روح الامين اين قرآن را بر دل تو . و بر قراءت دوم : فرو فرستاد خداى - جلّ جلاله - جبريل را به اين قرآن بر دل تو .
* ( لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ ) * ، تا از جمله ترسانندگان باشى ( 11 ) .
* ( بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ ) * ، به زبانى تازى روشن ، و براى آن گفت : * ( عَلى قَلْبِكَ ) * ، بر دل تو ، كه رسول - عليه السّلام - خواننده نبود ، جبريل - عليه السّلام - قرآن بر وى خواندى تا او به دل فرا گرفتى و ياد گرفتى .
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، آل : ياد كردند خداى را .
( 2 ) . آب ، مش : داد بستانند ، آج ، لب ، آل : و مكافات نمودند .
( 3 ) . آط ، آب ، مش : باز گردند ، آج ، لب ، آل : باز مىگردند .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ها .
( 5 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آب و .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها و شايد كه مصدر باشد به معنى مفعول ، كالرّضىّ بمعنى المرضى ، و اين مذهب كوفيان باشد .
( 8 ) . ال : انزل .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : خوانند .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : آورد .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها « با » تعلَّق دارد به « نزل » ، و مراد به « لسان » لغت است ، چنان كه : و ما ارسلنا من رسول الَّا بلسان قومه [ سورهء ابراهيم ( 14 ) آيهء 4 ] .