و كم مدهى ( 1 ) مردمان را چيزهاشان و تباهى مكنى در زمين فساد كننده .
و بترسى از آن كه آفريد ( 2 ) شما را و خلقان پيشينه را .
[ 154 - پ ]
گفتند تو به حقيقت از جادوى كردگانى .
و نيستى تو الَّا آدمى چون ما و ( 3 ) اگر گمان بريم به تو كه تو از دروغزنانى ( 4 ) .
بيفگن بر ما پارهاى ( 5 ) از آسمان اگر تو از جمله راستيگرانى ( 6 ) .
گفت خداى من به داند ( 7 ) به آنچه شما مىكنى .
دروغ داشتند او را ، بگرفت ايشان را عذاب روزى كه سايهء ( 8 ) آن بود عذاب روز بزرگ .
كه در آن هست آيتى و نيستند بيشترينهء ايشان مؤمن .
و خداى تو عزيز و رحيم است .
قوله تعالى : * ( كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ ) * ، آنگه در حديث صالح و قوم او گرفت ( 9 ) ، گفت : به دروغ داشتند قبيلهء ثمود پيغامبران را .
* ( إِذْ قالَ لَهُمْ ) * ، چون گفت ايشان را برادرشان در نسب ، و نه در دين : * ( أَ لا تَتَّقُونَ ) * ، از خداى نترسى من شما را پيغامبرىام استوار ! از خداى بترسى و طاعت من دارى . و
هامش
( 1 ) . آب ، مش : مكاهيد .
( 2 ) . آب ، مش : از خداى كه بيافريد .
( 3 ) . اساس اگر ، كه با توجّه به معنى مجدد آيهء در متن و ضبط نسخه بدلها زايد تشخيص داده شد .
( 4 ) . آط : و ما پنداريم تو را از جملهء دروغ گويندگان .
( 5 ) . آط ، لب ، آل : پارهها .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل ، مش : راستگويانى .
( 7 ) . آب : داناست ، آج ، لب ، آل ، مش : داناتر است .
( 8 ) . كذا در اساس ، آط : روز سايه كه .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز : با حديث قوم صالح - عليه السّلام - و قوم آمد .