دارندگان ( 1 ) .
خداى من برهان مرا و اهل مرا از آنچه ايشان مىكنند .
برهانيديم او را و اهلش را جمله .
الَّا پير زنى را در ماندگان ( 2 ) .
آنگه هلاك كرديم ديگران را .
ببارانيديم بر ايشان بارانى ، بد است باران ترسانيدگان ( 3 ) .
[ 154 - ر ]
در آن ( 4 ) آيتى است و نبودند بيشترينهء ايشان مؤمن .
و خداى تو اوست كه بى همتا و بخشاينده است .
( 5 )
دروغ داشتند اصحاب بيشه پيغامبران را .
چون گفت ايشان را شعيب ( 6 ) نمىترسى ؟
من شما را پيغامبرىام استوار .
بترسى از خداى و طاعت من دارى .
و نمىخواهم شما را بر او مزدى نيست مزد من مگر بر خداى جهانيان .
تمام بكنى كيل كردن ( 7 ) و مباشى از نقصان كنندگان ( 8 ) .
بسنجى ( 9 ) به ترازوى راست .
هامش
( 1 ) . اساس و آط برندكان ( ؟ ) آنچه در متن اختيار كردهايم ، اتّفاق ديگر نسخه بدلهاست .
( 2 ) . آط : در باقى ماندگان ، آب ، مش : پس ماندگان ، آج ، لب ، آل : بازماندگان .
( 3 ) . آج ، لب ، آل : بيم كرده شدگان ، مش : ترسانيده شدگان .
( 4 ) . آل ، مش : بدرستى كه در اين .
( 5 ) . اساس : الايكة .
( 6 ) . آج ، لب ، آل اى .
( 7 ) . آب ، آج ، لب ، مش : پيمانه را ، مه : پيمودن .
( 8 ) . آط ، آج ، لب ، آل ، مه : كم پيمايان .
( 9 ) . آط ، آج ، لب ، آل : برسنجيد ، آب ، مش : وزن كنيد ، مه : بر سنجى .