طراق الخوافي مشرف فوق ريعة
ندى ليله في ( 1 ) ريشه يترقرق
و در او دو لغت است : ريع و ريع ، و جمعه ريعة و ارياع . و ريعة و الرّيع نزل الطَّعام و زيادته ، و اين نيز هم از اين اصل باشد لأنّه اذا زاد ارتفع . و قال الاعشى فى الرّيع - شعر :
و بهماء قفر تجاوزتها
اذا خبّ في ريعها الها
فرّاء گفت : در او دو لغت است ( 2 ) : ريع و راع ، مثل زير و زار .
* ( وَتَتَّخِذُونَ مَصانِعَ ) * ، مىسازى مصنعها . عبد اللَّه عبّاس گفت : بناها . مجاهد گفت : كوشكهاى بلند . معمر گفت : حصنها . ابن نجيح گفت از مجاهد : برجهاى كبوتران . قتاده گفت : آبدانها . * ( لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ) * ، تا همانا هميشه مانى ، يعنى به اين كردن اميد مىدارى تا هميشه مانى تا اين بناها شما را حمايت كند ( 3 ) و مرگ از ( 4 ) شما باز دارد .
* ( وَإِذا بَطَشْتُمْ ) * ، بطش اخذ به قوّت و سطوت باشد ( 5 ) چون حملهاى برى ( 6 ) كسى ضعيف را بگيرى جبّار وار بگيرى . و نصب او بر حال است از فاعل . بعضى دگر گفتند : بطش ، به تازيانه زدن باشد و به تيغ كشتن ، و اين قول مجاهد است . و جبّار ، مرد ظالم متكبّر باشد كه از سر غضب و خشم مرد را زند و كشد .
* ( فَاتَّقُوا اللَّه وَأَطِيعُونِ ) * ، از خداى بترسى و طاعت من دارى .
* ( وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُمْ بِما تَعْلَمُونَ ) * ( 7 ) ، بترسى از آن خداى كه شما را قوّت داد به آنچه مىدانى . و مدد ، زيادت باشد و امدّ فى الخير و مدّ فى الشّر - و اين به استقصا رفته است دگر جاى .
* ( أَمَدَّكُمْ بِأَنْعامٍ وَبَنِينَ ) * ، مدد فرستاد شما را به چهار پايان و فرزندان .
* ( وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ) * ، و بستانهاى پر درخت و چشمههاى آب .
* ( إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ ) * ، من بر شما مىترسم از عذاب روزى بزرگ ، يعنى روز قيامت .
هامش
( 1 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : من ، به قياس با چاپ شعرانى و منابع شعر و لغت ، تصحيح شد .
( 2 ) . اساس و ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، زايد مىنمايد .
( 3 ) . آج ، لب : كنند .
( 4 ) . آج ، لب بكيرى .
( 6 - 5 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل و .
( 7 ) . اساس : تعملون ، به قياس با متن قرآن مجيد ، تصحيح شد .