و نمىخواهم از شما بر او از مزدى ، نيست مزد من مگر بر خداى جهانيان .
بترسى از خداى و طاعت من دارى .
گفتند بگرويم به تو و پسروانند تو را فرومايگان ( 1 ) [ 148 - ر ] .
گفت نيست علم من به آنچه ايشان مىكنند .
نيست حساب ( 2 ) ايشان را الَّا بر خدايم اگر دانى .
و نيستم من راننده ( 3 ) شما مؤمنان .
نيستم من مگر ترسانندهء بيان كننده .
گفتند اگر باز نايستى اى نوح باشى از سنگ انداختگان ( 4 ) .
گفت خداى من كه قوم من مرا به دروغ مىدارند .
حكم كن ( 5 ) ميان من و ايشان حكم كردنى ( 6 ) ، و برهان مرا و آنان را كه با من ( 7 ) بودند از جملهء مؤمنان .
برهانيديم ( 8 ) او را و آنان را كه با او بودند در كشتى پر بار كرده ( 9 ) .
پس غرق كرديم پس از آن ماندگان ( 10 ) را .
در اين دليلى است و نبود ( 11 ) بيشترينهء ايشان مؤمن .
هامش
( 1 ) . آط : فرود مايگان .
( 2 ) . آط : شمار .
( 3 ) . اساس : رانده ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد .
( 4 ) . آط : رجم كنندگان ، آب ، مش : رجم شدگان .
( 5 ) . آب ، مش : بگشاى .
( 6 ) . آب ، مش : گشادنى .
( 7 ) . اساس : با او ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد .
( 8 ) . اساس : برهانيدى ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد .
( 9 ) . آط ، آب ، مه : پر كرده .
( 10 ) . آج ، لب : بماندگان ، آل : بمندگان ، آب ، مش : باقيان .
( 11 ) . آط : و بنبودند ، آج ، لب ، آل : نبودند .