برخاستى ( 1 ) از او چيزكها بيفتادى ، من برگرفتمى ، امروز كه مرا به كار است ( 2 ) پيش آوردم .
رسول - عليه السّلام - اين حديث مىشنيد ، گفت : يا بنيّة ( 3 ) ! آن دحية الكلبىّ نبود ، آن جبريل بود ، و لكن خنك تو را كه طيب تو از پر جبريل امين است ( 4 ) ، و عرق پيشانى سيّد المرسلين است .
آنگه گفت : از اين ( 5 ) چه عجب است كه خداى تعالى او را از ميوهء بهشت آفريد ( 6 ) كه جبريل به من آمد روزى و سيبى از بهشت به من آورد و گفت : اين سيب بخور و با اهلت مواقعه كن كه خداى تعالى تو را روزى خواهد كردن ( 7 ) سيّدهء زنان اوّلين و آخرين . من آن سيب بخوردم و با خديجه خلوت كردم ، به فاطمه او بار گرفت . او حورى انسى است ، و اصل او از بهشت است ، و مرجع او با بهشت خواهد بودن ( 8 ) .
امير المؤمنين على گفت : من نماز ديگر در نزديك رسول شدم ، او استغفار و تسبيح مىكرد ، مرا گفت : يا على ! سازى كه مىبايد كردن بكن كه امشب اهل تو را با خانهء تو خواهند آوردن . گفت : من با خانه رفتم و پارهاى ريگ نرم بياوردم و بگستردم آن جا ، و چوبى فرا گرفتم ( 9 ) كه از اين ديوار تا آن ديوار نهادم كه جامه بر او افگنند ، و پوست گوسپندى بود باز افگندم و مخدّهاى از ليف بود ( 10 ) بنهادم ، و آنچه خريده بودند از جهاز فاطمه - كه شرح داديم - با خانهء من آوردند .
رسول ، اسماء بنت عميس را بفرستاد به دختران عبد المطَّلب و به زنان مهاجر و انصار ، گفت : ايشان را از من سلام برسان و بگو كه رسول خداى مىگويد كه : امشب فاطمه با خانهء على مىشود ، حاضر آيى . رسول - عليه السّلام - نماز شام و خفتن كرد ( 11 ) و با خانه آمد . آن زنان جمله حاضر آمده بودند ، گفت ( 12 ) : در صحبت فاطمه امشب به روى
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آط : برخواستى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مش : به كار مىآيد ، مش : در كار است .
( 3 ) . آل : بنتى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : بود .
( 5 ) . آط ، آب : از من ، آج ، آل ، لب : و اين .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : آفريده است .
( 7 ) . مش : خداوند تعالى تو را از وى دخترى خواهد داد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : او بهشت خواهد آمدن .
( 9 ) . آط ، آج ، لب ، آل : چوبىها گرفتم ، آب ، آز ، مش : چوبى فرا ها گرفتم .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : از ليف باز افگندم و .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : بكرد .
( 12 ) . مش رسول .