جبريل بود ، و پيش از آن كه تو باز آمدى ، درع باز آورد و درع با من داد .
آنگه ابو بكر را بخواند و مشتى از آن درم برگرفت و به او داد و گفت : يا با بكر ( 1 ) ! به بازار رو و براى دختر من فاطمه چيزى بخر كه ايشان را به كار بايد ( 2 ) . و سلمان و بلال را با او بفرستاد تا با او يارى كنند در حمل آن . و مشتى ديگر برگرفت و به اسماء بنت عميس داد و گفت : برو و براى فاطمه ( 3 ) طيب خر .
بو بكر ( 4 ) گفت : آن درمها كه رسول به من داده بود شست ( 5 ) و سه درم بود و به روايتى ( 6 ) شست ( 7 ) و نه . گفت : برفتم و به آن بسترى خريدم از خيش مصر ( 8 ) ، پشم در او براگنده ( 9 ) ، و نطعى اديم ، و مخدّهاى اديم ليف در او آگنده ( 10 ) ، و عبايى قطوانى ، و قربهاى از آن آب ، و كوزهاى چند ، و سبويى چند ، و مطهرهاى براى وضو ، و پردهاى پشمين ، و به روايت وهب بن وهب القرشىّ ( 11 ) پيرهنى ( 12 ) سنبلانى به چهار ( 13 ) درم بخريد ، و مقنعى به چهار درم ، و تختى فرش او از ( 14 ) سازه ، و حصيرى هجرى و آسيابى و قعبى براى شير و سبويى سبز .
ابو بكر گفت : از آن متاع بعضى من برگرفتم و بعضى سلمان و بعضى بلال و پيش رسول آورديم ، و رسول در حجرهء امّ سلمه بود . رسول چون در آن نگريد ( 15 ) ، بگريست و سر سوى آسمان كرد و گفت :
اللَّهمّ بارك لقوم جلّ آنيتهم الخزف ،
بار خدايا بركت كن مر قومى را كه بيشتر اثاثهاى ( 16 ) ايشان سفال است ،
اللَّهمّ بارك لال محمّد في جهازهم
، بار خدايا بركت كن آل محمد را بر جهازشان .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : ابا بكر .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : آيد .
( 3 ) . اساس براى ، به قياس با همهء نسخه بدلها ، زايد مىنمايد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ابو بكر .
( 7 - 5 ) . همهء نسخه بدلها : شصت .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ديگر .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، مش : آگنده ، آل : افگنده .
( 10 ) . آل : افگنده .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : وهب القرشى گفت .
( 12 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز : پرهنى .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها : چهارده .
( 14 ) . آط ، آب : تختى فرشى از ، آج ، لب ، آز ، آل ، مش : تختى و فرشى از .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها زار زار .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مش : اناءهاى ، مش : باردانهاى .