على گفت ، من گفتم :
ربّ اوزعني ان اشكر نعمتك الَّتي انعمت علىّ ( 1 )
، بار خدايا مرا توفيق ده تا شكر نعمتى كه بر من كردى بگذارم ، رسول گفت : آمين .
آنگه رسول گفت : يا على ! خيز و به مسجد رو كه من بر اثر تو مىآيم تا آنچه خداى مرا فرموده است به جاى آرم به حضور مهاجر و انصار ، و ذكر كنم از فضل تو آنچه چشم تو به آن روشن شود و چشم دوستان تو در دنيا و آخرت .
امير المؤمنين ( 2 ) - عليه السّلام - گفت : من از نزديك رسول به در آمدم و از خرّمى نمىدانستم تا چگونه مىروند ( 3 ) ، در راه بو بكر ( 4 ) و عمر ( 5 ) پيش ( 6 ) من بر افتادند ، مرا گفتند : ما وراءك ، چه خبر است ؟ گفتم : رسول فاطمه را به من داد ، و گفت : خداى تعالى او را به تو داد و عقد شما در آسمان ببستند . رسول - [ 130 - پ ] عليه السّلام - بر اثر ( 7 ) مىآيد تا اين حديث تمام بكند . ايشان نيز شادمانه شدند و با من به مسجد آمدند ( 8 ) .
بر اثر ، رسول - عليه السّلام - در رسيد روى از خرّمى تازه و شكفته بود ، گفت :
بلال كجاست ؟ بلال را بخواندند ، گفت : برو ( 9 ) آواز ده مهاجر و انصار را . و او برفت و صحابه را جمع مىكرد و رسول - عليه السّلام - بنزديك منبر بنشست تا مردم مجتمع شدند ، آنگه بر منبر شد و اين خطبه بر خواند :
الحمد للَّه المحمود بنعمته المعبود بقدرته المطاع بسلطانه المرغوب اليه فيما عنده المرهوب من عذابه النّافذ امره في ارضه و ( 10 ) سمائه ، الَّذي خلق الخلق بقدرته ، و ميّزهم باحكامه و اعزّهم ( 11 ) بدينه و اكرمهم بنبيّه محمّد - عليه السّلام - ثمّ انّ اللَّه تعالى جعل المصاهرة سببا ( 12 ) لاحقا و امرا مفترضا ( 13 ) و شجّ بها الارحام و الزمها الانام ، فقال تبارك اسمه و تعالى جدّه ( 14 ) :
هامش
( 1 ) . سورهء نمل ( 27 ) آيهء 19 و سورهء احقاف ( 46 ) آيهء 15 .
( 2 ) . مش على مرتضى .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : ندانستم تا چگونه روم .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ابو بكر .
( 5 ) . اساس رضى الله عنهما .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : از پيش .
( 7 ) . مش : در قفاى من و اثر من .
( 8 ) . مش و .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها فى .
( 11 ) . آج ، لب ، آل : اعرضهم .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : نسبا .
( 13 ) . آج ، لب ، آل : متفرضا .
( 14 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل ذكره .