بميراند كه ما را ، و در قيامت با ما حشر كند او را و با ما در درجهء ما باشد ، بايد تا به ما تولَّا كند و از دشمنان ما تبرّا كند ، دوستان ما را دوست دارد و دشمنان ما را دشمن دارد و لعنت كند ايشان را كه خداى تعالى دشمنان ما را لعنت كرده است بر زبان پيغامبران و فرشتگان و جملهء خلقان .
آنگه گفت : منادى ندا كرد از عرش :
[ يا ] ( 1 ) ملائكتي و سكّان جنّتي برّكوا على تزويج فاطمة من علىّ فقد باركت عليهما ( 2 ) ،
اى فرشتگان من و سكّان ( 3 ) بهشت من ! مبارك باد گويى بر تزويج فاطمه و على كه من بر ايشان بركت كردم .
راحيل گفت : و كدام بركت باشد عظيمتر از كرامت تو ايشان را ، و بشارت ( 4 ) ايشان را به بهشت ، و ايشان هنوز در بند دنيايند .
خداى تعالى گفت : يا راحيل ! از بركت من بر ايشان آن است كه من ايشان را بر محبّت خود جمع كردم ، و از فرزندان ايشان امامانى كردم كه عالميان را دعوت كنند با دين من و به ايشان حجّت انگيزم بر خلقانم تا به روز قيامت .
آنگه جبريل گفت : خداى مرا فرموده است تا تو را بگويم كه ( 5 ) فاطمه را به على دهى و ايشان را بشارت دهى به دو پسر زكىّ نجيب طاهر خيّر فاضل در دنيا و آخرت .
يا على ! اين فرشته از [ بر ] ( 6 ) من برفت ، من در حال كس فرستادم به تو و عزم مصمّم كردم بر آن كه فرمان خداى پيش گيرم در اين باب .
على گفت : يا رسول اللَّه ! كار من اين جا رسيده است كه خداى تعالى مرا ياد كند در ملاء اعلى ؟ و در بهشتها حديث من كنند ؟ و عقد نكاح من بر ( 7 ) آسمان بندند به حضور فرشتگان ؟
رسول - عليه السّلام - گفت : يا على ! خداى تعالى چون ولىّ خود را اكرام كند ، آن دهد او را كه هيچ چشم چنان نديده باشد ، و هيچ گوش چنان نشنيده باشد ، و بر خاطر هيچ بشر چنان نگذشته باشد .
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از مش ، افزوده شد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : فيهما .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : و اى ساكنان عرش من و .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ده .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : تا .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : در .