سپيد از حريرهاى بهشت در دست من نهاد ، دو سطر ( 1 ) بر آن جا نبشته از ( 2 ) نور . من گفتم : يا جبريل ( 3 ) ! چيست ( 4 ) كه اين جا نوشته است ؟ گفت : اين جا نوشته است كه :
خداى تعالى اطَّلاعى كرد بر زمين و تو را برگزيد و رسالت داد . و بار ديگر اطَّلاع كرد و براى تو برادرى و صاحبى و وزيرى ( 5 ) برگزيد و دختر تو را به او داد . من گفتم : آن كيست ؟ گفت : برادرت در دين و پسر عمّت در نسب - علىّ بن ابي طالب .
و خداى تعالى بفرمود خازنان بهشت را تا بهشتها بياراستند ، دور و قصور و غرف و منازل او . و درخت طوبى را فرمود تا بار برگرفت به انواع حلىّ و حلل . و حور العين را بفرمود تا « يس » و « طه » و « طواسين » و « حواميم » مىخواندند . و بادهاى بهشت را فرمود تا انواع عطر و طيب در بهشت بپراگند ، و بفرمود تا فرشتگان آسمانها در آسمان چهارم حاضر آمدند بنزديك بيت المعمور ملائكه صفح ( 6 ) اعلى و ملائكه آسمان هفتم و آسمان ششم و پنجم و چهارم و سيم و دوم و اوّل حاضر آمدند . و بفرمود تا منبر كرامت بنهادند بر در بيت المعمور آن منبر ( 7 ) كه آدم بر او خطبه كرد چون خداى تعالى او را اسماء باز آموخت و آن منبرى است از نور ، و فرشتهاى را فرمود تا بر آن منبر رفت نام او « راحيل » ، و او فرشتهاى است . كه در ميان فرشتگان از او فصيحتر نيست و او را گفت تا خطبه كند و حمد و ثناى خداى كند ( 8 ) .
و در بعضى كتب آمد كه : خطبهء « راحيل » اين بود :
الحمد للَّه الاوّل قبل اوّلية الاولين الباقي بعد فناء العالمين نحمده اذ جعلنا ملائكة روحانيّين و بربوبيّته مذعنين و له ( 9 ) على ما انعم علينا ( 10 ) شاكرين حجبنا من الذّنوب و سترنا من العيوب اسكننا على السّموات و قرّبنا الى السّرادقات و حجب علينا ( 11 ) النّهم للشّهوات ( 12 ) و جعل نهمتنا و
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : و سطرى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بود .
( 3 ) . آج ، لب ، آل اين .
( 4 ) . آط ، آب ، آز ، مش : چيست اين .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : وليّى .
( 6 ) . آب ، آز ، مش : صفيح .
( 7 ) . آط ، آب ، آز ، مش : منبرى است ، آج ، لب ، آل : منبر است .
( 8 ) . مش : ثناى او كرد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : فله .
( 10 ) . اساس : عنّا ، كه با توجّه به آج و لب و آل ، تصحيح شد .
( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل ، عنّا .
( 12 ) . آط ، آج ، لب ، آل : الشّهوات ، آب ، آز ، مش : في الشّهوات .