نگريزد از او تو را تا به زدن او دفع كنى از دين خداى و روى رسول خداى . امّا شتر به كار بايد ( 1 ) تا رحلى و چيزى بر او نهى . برو ( 2 ) درع به فروش . امير المؤمنين ( 3 ) - عليه السّلام - از پيش رسول بيامد ( 4 ) و به نمازگاه خود رفت و نماز مىكرد .
رسول - عليه السّلام - سلمان را بفرستاد گفت ( 5 ) : برو على را بخوان . سلمان بيامد و گفت : اجب رسول اللَّه ، اجابت كن رسول خداى را . على با پيش رسول آمد ، چون در آمد رسول گفت :
ابشر يا عليّ فانّ اللَّه قد زوّجك بها فى السّماء قبل ان يزوّجكها ( 6 ) فى الارض ،
بشارت باد تو را اى على كه خداى تعالى فاطمه را به تو داد در آسمان پيش از آن كه من او را به تو دهم در زمين .
در اين حال فرشتهاى به من آمد با پرها و رويهاى مختلف كه پيش از آن نيامده بود ، و مرا بگفت :
ابشر يا محمّد به اجتماع الشّمل و طهارة النّسل .
من گفتم : يا فرشته ! نام تو چيست ؟ گفت : نسطاييل ( 7 ) ، يكى از جمله موكّلانم به قائمهاى از قوايم عرش . و من اين بشارت از خداى تعالى بخواستهام ، و جبريل بر اثر من مىآيد به تفصيل اين حال .
عبد اللَّه ميمون گفت : مرا ( 8 ) روايت كرد ابو حنيفه در مكّه - و جماعتى بسيار طالبيان در پيرامن ( 9 ) او بودند ايستاده و نشسته - از ابو الزبير ، از جابر عبد اللَّه انصارى از رسول - عليه السّلام - حديث محمود الملك ، چنان كه برفت ( 10 ) [ 129 - پ ] و قوله :
جئتك لتزوّج النّور من النّور .
رسول - عليه السّلام - گفت : اين سخن تمام نگفته بود محمود تا جبريل فرو آمد و رسول را بشارت داد و گفت : خداى تعالى اين عقد بفرمود بستن در آسمان ، و حريرى
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : به كار آيدت .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 3 ) . مش على صلاة اللَّه و سلامه عليه .
( 4 ) . مش : بيرون آمد .
( 5 ) . مش يا سلمان .
( 6 ) . مش : ازواجكم ، آج ، لب ، آل : زوجكما ، چاپ شعرانى ( 8 / 291 ) : ازوّجكها ، كه ظاهرا بر همهء نسخهها رجحان دارد .
( 7 ) . لب : نسطاهل .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : ما را .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : در دنبال .
( 10 ) . مش : برگرفت .