اصحاب رس و گروهى را ميان ايشان بسيار .
[ 123 - پ ]
و همه را ( 1 ) بزديم براى او مثلها ، و همه را هلاك كرديم هلاك كردنى .
بدرستى كه آمدند ( 2 ) بر آن ديه ( 3 ) كه بر ايشان بارانند ( 4 ) باران بد ( 5 ) ، نمىديدند ايشان را ( 6 ) ، بل بودند اميد ( 7 ) نداشتند زنده شدن ( 8 ) .
چون ببينند تو را نگيرند تو را الَّا فسوس اين آن است كه بفرستاد خداى پيغامبرى .
نزديك است كه گمراه كند ما را از خدايان ما اگر نه آنستى كه ما صبر كرديم بر آن ، و زود بود كه بدانند آنگاه كه ببينند عذاب را كه كيست گمراه ( 9 ) .
[ تو ديدى ( 10 ) آن كس را كه گرفتند خداى را ( 11 ) به هواى خود ، تو بر او و كيل خواهى بودن ( 12 ) .
يا پندارى كه بيشترينهء ايشان مىشنوند يا خرد دارند ، نيستند ايشان مگر همچون چهار پايان ، بل ايشان گمراهتراند ( 13 ) ] ( 14 ) .
قوله تعالى : * ( وَقالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا ) * - الاية ، حق تعالى گفت : در اين آيت گفتند آنان كه اميد لقاى ما نداشتند ، يعنى به قيامت ايمان نداشتند و اعتقاد
هامش
( 1 ) . آب ، آل : ندارد .
( 2 ) . آج ، لب ، آل : گذشتند .
( 3 ) . آب : ده .
( 4 ) . آط : بارانيدن ، آج ، لب ، آل : بارانيده شد .
( 5 ) . آل : بدى .
( 6 ) . آج ، لب ، آل : اى پس نداند كه بيند آن را .
( 7 ) . آط ، آب : بل ايشان اميد .
( 8 ) . آط ، آب : زنده شدند .
( 9 ) . آط ، آج ، آل ، مه : گمراهتر .
( 10 ) . آب : آيا ديدى ، آج ، لب ، آل : اى تو ديدى .
( 11 ) . آب : آن را كه گرفت خداى خود .
( 12 ) . آج ، لب ، آل : اى پس تو باشى بر او نگهبان .
( 13 ) . آج ، لب ، آل به راه .
( 14 ) . اساس : افتادگى دارد ، از آط ، افزوده شد .