تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
اصحاب رس و گروهى را ميان ايشان بسيار . [ 123 - پ ] و همه را ( 1 ) بزديم براى او مثلها ، و همه را هلاك كرديم هلاك كردنى . بدرستى كه آمدند ( 2 ) بر آن ديه ( 3 ) كه بر ايشان بارانند ( 4 ) باران بد ( 5 ) ، نمىديدند ايشان را ( 6 ) ، بل بودند اميد ( 7 ) نداشتند زنده شدن ( 8 ) . چون ببينند تو را نگيرند تو را الَّا فسوس اين آن است كه بفرستاد خداى پيغامبرى . نزديك است كه گمراه كند ما را از خدايان ما اگر نه آنستى كه ما صبر كرديم بر آن ، و زود بود كه بدانند آنگاه كه ببينند عذاب را كه كيست گمراه ( 9 ) . [ تو ديدى ( 10 ) آن كس را كه گرفتند خداى را ( 11 ) به هواى خود ، تو بر او و كيل خواهى بودن ( 12 ) . يا پندارى كه بيشترينهء ايشان مىشنوند يا خرد دارند ، نيستند ايشان مگر همچون چهار پايان ، بل ايشان گمراهتراند ( 13 ) ] ( 14 ) . قوله تعالى : * ( وَقالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا ) * - الاية ، حق تعالى گفت : در اين آيت گفتند آنان كه اميد لقاى ما نداشتند ، يعنى به قيامت ايمان نداشتند و اعتقاد
هامش
( 1 ) . آب ، آل : ندارد . ( 2 ) . آج ، لب ، آل : گذشتند . ( 3 ) . آب : ده . ( 4 ) . آط : بارانيدن ، آج ، لب ، آل : بارانيده شد . ( 5 ) . آل : بدى . ( 6 ) . آج ، لب ، آل : اى پس نداند كه بيند آن را . ( 7 ) . آط ، آب : بل ايشان اميد . ( 8 ) . آط ، آب : زنده شدند . ( 9 ) . آط ، آج ، آل ، مه : گمراهتر . ( 10 ) . آب : آيا ديدى ، آج ، لب ، آل : اى تو ديدى . ( 11 ) . آب : آن را كه گرفت خداى خود . ( 12 ) . آج ، لب ، آل : اى پس تو باشى بر او نگهبان . ( 13 ) . آج ، لب ، آل به راه . ( 14 ) . اساس : افتادگى دارد ، از آط ، افزوده شد .