گفتند منزّهى تو نبايد ما را كه بگيريم از فرود تو از دوستان و لكن برخوردارى دادى ( 1 ) ايشان را و پدر ايشان را تا فراموش كردند ياد تو و بودند گروهى هلاك شده .
به دروغ داشتند شما را به آنچه مىگويى نتوانند باز گردانيدن و نه يارى كردن و هر كه بيدادى ( 2 ) كند از شما بچشانيم او را عذابى بزرگ .
[ 119 - ر ]
و نفرستاديم پيش تو از پيغامبران الَّا و ايشان خوردندى طعام و رفتندى در بازارها ، و كرديم بهرى شما را براى ( 3 ) بهرى فتنهاى ، صبر مىكنى و بود ( 4 ) خداى تو هميشه بيناست ( 5 ) .
قوله تعالى : * ( تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِه ) * ، « تبارك » ، تفاعل من البركة .
عبد اللَّه عبّاس گفت : معنى آن است كه بركت آورد خداى تعالى . حسن گفت :
معنى آن است كه بركت همه از نزديك او باشد . ضحّاك گفت : تعظَّم و تمجّد ، بزرگوار و مجيد است خداى - جلّ و علا ( 6 ) . و محقّقان گفتند : معنى « تبارك » اى ثبت فيما لم يزل و لا يزال حاصلا على صفة ( 7 ) الكمال ، يعنى قديم - جلّ جلاله - در لم يزل و لا يزال حاصل بود و بر صفات كمال : از قادرى و عالمى و حيّى و موجودى ، آن كه به خلاف همه موجودات و معلومات است و در لا يزال حاصل است بر صفت مريدى و كارهى و مدركى ، چه اين سه صفت خداى تعالى متجدد است به تجدّد معنى و شرط . و اصل كلمه « ثبوت » باشد من بروك البعير و بروك الطَّير على الماء .
هامش
( 1 ) . مش : بهرهمند گردانيدى .
( 2 ) . مش : بيداد .
( 3 ) . آط ، مش : بهرى راى از شما براى .
( 4 ) . كذا : در اساس ، ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 5 ) . آط : مىكنى و خداى تو هميشه بينا بوده است .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب : خداى تعالى .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : صفات .