بنگر كه چگونه زدند براى تو مثلها ، گمراه شدند نتوانند ( 1 ) راهى .
متعالى است آن ( 2 ) اگر خواهد كند تو را بهتر از آن بستانها كه ( 3 ) رود از زير آن جويها ، كند تو را كوشكها .
[ 118 - ر ]
[ بل ] ( 4 ) به دروغ داشتند قيامت و ساختهايم ( 5 ) براى آن كه دروغ داشت قيامت دوزخ .
چون بيند ايشان را از جايى دور شنوند آن را خشمى و آوازى ناخوش .
چون در اندازند ايشان را جاى تنگ بند بر نهاده بخوانند آن جا و اهلاك ( 6 ) .
مخوانى امروز يك هلاك و بخوانى هلاكها ( 7 ) بسيار .
بگو آن بهتر است يا بهشت جاودانه ( 8 ) آن كه نويد دادند پرهيزگاران را ، باشد ايشان را پاداشت و بازگشت .
ايشان را باشد در آن جا آنچه خواهند هميشه باشد بر خداى تو نويدى در خواسته .
[ 118 - پ ]
آن روز كه جمع ( 9 ) كنيم ايشان را و آنچه مىپرستند از فرود خداى گويند شما گمراه كردى بندگان مرا اينان را ، يا ايشان گم كردند راه ( 10 ) ؟
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل : نتوانستند .
( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آل كه .
( 3 ) . مش مى .
( 4 ) . اساس : ندارد ، از آج ، افزوده شد .
( 5 ) . آط : ساخته كنم .
( 6 ) . آط ، آب ، مش : و اهلاك گاه .
( 7 ) . آط ، آب ، بل هلاك بخوانى هلاك .
( 8 ) . آط ، آب ، مش : جاويدان ، آج ، لب : جاودان .
( 9 ) . آط ، آب ، مش : گرد .
( 10 ) . مش را .