نگيرد ، و تحريم زايل نشود ، و فراش باز نيايد . و شافعى همين گفت ، جز آن كه او گفت : مطلق نسب باز آيد ( 1 ) . از هر دو جانب ميراث بود ، و همچنين گفت زهرى . و ثورى و اوزاعى و مالك و ابو يوسف و احمد و اسحاق و ابو حنيفه و محمّد گفتند : تحريم زايل شود زن را باز ( 2 ) تواند كردن ( 3 ) ، و همچنين گفت : چون مرد را حدّ بزنند تحريم زايل شود ، و اين قول سعيد بن المسيّب است و سعيد بن جبير .
فرقت لعان بنزديك ما فسخ است طلاق نيست ، و مذهب شافعى همين است . و ابو حنيفه گفت : طلاقى است ، به اين قول تحريمى مؤبّد تعلَّق دارد با او ، و بنزديك ابو حنيفه تحريمى در حال اگر خود را دروغزن كند ( 4 ) حدّش بزنند تحريم زايل شود ، و سفيان ثورى همين گفت .
اين طرفى است از مسايل فقهى در اين باب ، و مسايل در اين بسيار است ، و اين قدر كفايت [ است ] ( 5 ) اين جا ، امّا تفسير آيت آن است كه در خبر هلال و عويمر شرح داده شد ( 6 ) . و « شهادت » ، به معنى سوگند است .
و قوله : * ( وَيَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّه ) * ، گفت : عذاب ( 7 ) باز دارد ( 8 ) از زن ، يعنى حدّ زنا آن كه ( 9 ) او نيز سوگند خورد ، چهار سوگند به خدا كه مرد در اين دعوى دروغزن است ، اين مذهب ماست و مذهب شافعى ، و مذهب ابو حنيفه آن است كه : اين عذاب حبس است .
قوله تعالى : * ( وَلَوْ لا فَضْلُ اللَّه عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُه ) * ، و اگر نه فضل خدا و رحمت خداستى بر شما . جواب « لو لا » ، از كلام حذف كرد لدلالة الكلام عليه ، و التّقدير :
لهلكتم او لعوجلتم بالعقوبة ، و مانند اين در قرآن و كلام عرب بسيار است ، منها قوله تعالى : كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ( 10 ) ، و منها قوله تعالى :
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها تا .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : با زنى .
( 3 ) . آب ، آز : زيرا تا زنى تواند كردن .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها باز .
( 5 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد .
( 6 ) . آج ، لب ، آل : است .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : عقاب .
( 8 ) . آج ، لب ، آل : باز داده است .
( 9 ) . آج ، لب ، آل ، مش : زنا تا آنگه .
( 10 ) . سورهء تكاثر ( 102 ) آيهء 5 .