تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
نشنوند ، نيز و مسلمانان فاسق خوانندش ( 1 ) الَّا آن كه چهار گواه بيارد . تا او به طلب چهار گواه رود ، مرد قضاى حاجت خود كرده باشد و رفته . رسول - عليه السّلام - گفت : حكم اين است . عاصم را پسر عمّى بود - نام او عويمر ( 2 ) - و زنى داشت [ 88 - پ ] اين مرد نام او خوله بنت قيس . در ميان آن [ هفته ] ( 3 ) يك روز عويمر در سراى رفت ، شريك بن السّحماء را ديد با زن خود خوله . بيامد و عاصم را خبر داد . عاصم گفت : . . . إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ( 4 ) ، برخاست ( 5 ) و آدينه ديگر بكرد ( 6 ) ، به مسجد رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! از آنچه تو را پرسيدم در آدينهء گذشته ( 7 ) مبتلا شدم در اهل البيت خود . رسول عليه السّلام - گفت : چيست آن ؟ گفت : چنين حادثه افتاد پسر عمّ مرا - عويمر ( 8 ) را - و اين زن نيز دختر عمّ ايشان بود ، و شريك نيز پسر عمّ ايشان بود . رسول - عليه السّلام - كس فرستاد و ايشان را بخواند ، و اوّل روى به عويمر ( 9 ) كرد و گفت : از خداى بترس در اهلت و دختر عمّت ، و بهتان بر او منه . عويمر ( 10 ) گفت : به خداى يا رسول اللَّه كه من راست مىگويم ، و من شريك را بر شكم او ديدم ، و او را حملى كه هست از من نيست ، و من چهار ماه است كه با او خلوت نكرده‌ام . رسول - عليه السّلام - روى به زن كرد و گفت : اى زن از خداى بترس آنچه كرده‌اى ! براستى خبر ده . گفت : يا رسول اللَّه ! عويمر ( 11 ) مردى است غيور و او را غيرت بر اين حمل كرد كه ما در اين شبها بيدار بوديم به يك جاى حديث مىكرديم ، اين براى آن مىگويد . رسول - عليه السّلام - شريك را گفت : چه گويى ؟ گفت : همچنان است كه آن ( 12 ) زن مىگويد ، خداى تعالى اين آيت بفرستاد :
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : مسلمانان فاسقش خوانند . ( 2 ) . آط ، آج ، لب : اويمر ، آب ، آز ، مش : عويم ، آل : بهروز . ( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجه به آط و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 4 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 156 . ( 5 ) . آب ، آز ، مش : برخواست ، آج ، لب : برپاى خواست . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد . ( 7 ) . آط : گزشته . ( 11 - 10 - 9 - 8 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، آل ، مش : عويم . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها : اين .