از آن جا برفتم تا به بيت المقدّس رسيدم جماعتى فريشتگان را ديدم آن جا كه از آسمان فرود آمده بودند بر من سلام كردند و مرا تحيّت كردند ( 1 ) و بشارت دادند به كرامت از جهت خداى تعالى . مرا گفتند :
السّلام عليك يا اوّل يا آخر يا حاشر ،
من جبريل [ را ] ( 2 ) گفتم : اين چه خطاب است كه اينان مىگويند ؟ گفت : مىگويند :
سلام بر تو ( 3 ) اى اوّل ، يعنى تو اوّل كسى كه فردا ( 4 ) قيامت از گور برخيزد ( 5 ) . و آخرى ( 6 ) به آن معنى كه ختم و آخر پيغامبرانى ، و حاشرى به آن معنى كه حشر قيامت به تو و امّت تو برخيزد .
برفتيم تا ( 7 ) در مسجد بيت المقدّس رسيديم ( 8 ) . جبريل - عليه السّلام - گفت : فرود آى . من فرود آمدم او اسپ مرا در حلقهء در مسجد بست به خطامى از حرير بهشت [ و گفت : اين آن حلقه است كه پيغامبران چهار پايان خود در او بستندى ، چون اين جا آمدندى . ] ( 9 ) چون در مسجد شدم پيغامبران را ديدم آن جا .
و در حديث ابو العاليه چنان است كه گفت : ارواح پيغامبران ( 10 ) ديدم آن جا از عهد إدريس و نوح تا به روزگار عيسى - عليه السّلام ( 11 ) - خداى تعالى ايشان را جمع كرده بود ، بر من سلام كردند و مرا همان تحيّت كردند كه فريشتگان كرده بودند . من گفتم : اى جبريل اينان كهاند ؟ گفت : اينان برادران تواند از انبيا و رسولان ، قريش دعوى مىكنند كه خداى را انباز است ، و جهودان و ترسايان مىگويند خدا را ( 12 ) فرزند است . بپرس از پيغامبران تا خدا را شريك هست ؟ و ذلك قوله ( 13 ) : وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ( 14 ) . ايشان اقرار دادند خداى را به ربوبيّت و توحيد .
آنگه همه را جمع كرد و با فريشتگان [ 112 - پ ] به صفها بداشت و دست من گرفت و مرا در پيش ايشان داشت تا بايشان ( 15 ) امامت نماز كردم ، دو ركعت نماز
هامش
( 1 ) . قم : گفتند .
( 2 ) . از قم ، افزوده شد .
( 3 ) . قم باد .
( 4 ) . قم ، آج ، لب : فرداى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : برخيزى .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : و آخر .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها به .
( 8 ) . آب ، آز : رسيدم .
( 9 ) . اساس : ندارد ، از قم افزوده شد .
( 10 ) . آط ، آز ، آج ، لب را .
( 11 ) . قم ، آب ، آز : عليهم السّلام .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم زن و .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها تعالى .
( 14 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 45 .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها : با ايشان .